از آتش ما گر نفسی دود برآید
از شرم نگاهش عرق آلود برآید
لبریز چه شور است دگر انجمن ما
کز هر جگری ناله نمکسود برآید
از غیرت آهم گل عشقی نتوان چید
آتش بود آن لاله کز او دود برآید
گلچین فریبش نشود زخم دل ما
الماس گر از مرهم بهبود برآید
جایی که نگاهت سخن از حوصله پرسد
دل گر همه بود است که نابود برآید
از غم چه گریزی که ز همراهی عشقت
گر بود دل از تربت محمود برآید
جایی که اسیر تو کند نغمه سرایی
دود از جگر زمزمه عود برآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساساتی عمیق و عاشقانه پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند آتش، دود و گل، از عواطف شدید و درونی خود سخن میگوید. او به شرم و نالهی دل اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و درد جدایی چگونه وجود او را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، از غیرت و شور عاشقانه سخن میگوید و به این نکته میپردازد که عشق واقعی و صادقانه به راحتی نمیتواند جایی برای آرامش بگذارد و همواره در دل درد و غم وجود دارد. به طور کلی، این شعر به خوبی حس و حال عاشقانه و غمگین شاعر را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر از آتش وجود ما بخاری بیرون بیاید، از خجالت نگاه او عرقی بر بدنش مینشیند.
هوش مصنوعی: جو اجتماعی ما پر از شور و هیجان است، به طوری که از دل هر کسی نالهای به گوش میرسد که نشاندهنده درد و رنج اوست.
هوش مصنوعی: از احساس شدید و غیرت من نمیتوان عشق را به دست آورد. لالهای که از آن آتش برمیخیزد، فقط دود تولید میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه زخم دل ما عمیق است و ما را آزار میدهد، تصور نکن که زیبایی و درخشش ظاهری میتواند ما را فریب دهد. حتی اگر مداوای ما به شکل خوبی به نظر برسد، درد درون همچنان وجود دارد.
هوش مصنوعی: جایی که چشمانت در پی کلامی از سعه صدر هستند، دل نگران است که اگر همه چیز برهم خورد، به نابودی خواهد رسید.
هوش مصنوعی: از غم چه فرار کنی وقتی که با عشق هرگز نمیتوانی جدا باشی، حتی اگر دل از دیاری که محبت در آن بوده جدا شود.
هوش مصنوعی: در جایی که عشق تو مرا به تسخیر خود درآورد، صدای دلنشین عود به گوش میرسد و دودی از سوز دل برمیخیزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترسم که از اطراف جهان دود برآید
گر آه من از جان غم اندود برآید
بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل
از وی چه عجب، گر نفس عود برآید
آتشکده دل بر ما، چند بپوشم
[...]
گر از دهن تنگ تو مقصود برآید
از نقش عدم صورت موجود برآید
گفتیم که گیریم کناری ز میانت
این بود مرادی که ز نابود برآید
در پرده رخت سوخت جهانی و نترسی
[...]
از چاک دلم خنده غمآلود برآید
آری، که ز ماتمکده خشنود برآید؟
من صبح و تو خورشید چو خواهی که نمانم
نزدیکتر آ، تا نفسم زود برآید
نقش قدم ناقه بود کوکب مسعود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.