صبح است و فیض گریه مستانه می رود
خون هوا زکیسه پیمانه می رود
یاران هزار داد شکایت کجا برم
ز این کهنه آشنا که چو بیگانه می رود
گل گل شکفته نام خدا دور چشم بد
می آید از چمن به پریخانه می رود
خواب عدم خیال و فریب عدم محال
کی از دلم غم تو به افسانه می رود
در نشئه هلاک نگویی اسیر مرد
مخمور گشته است و به میخانه می رود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به حال و هوا و احساسات شاعر در صبحگاهی میپردازد. شاعر از گریه و حال مستانهاش سخن میگوید و به سختیها و شکایاتش از یارانش اشاره میکند. او از غم و یاد محبوبش سخن میگوید که مانند خواب و خیال او را رها نمیکند. در نهایت، شاعر نشانههایی از سرخوشی و مستی را که در میخانه به سر میبرد، توصیف میکند. به طور کلی، شعر حال و هوای عشق، غم و شادی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: صبح است و حالتی از شادی و نشاط در فضای زندگی حاکم شده است. مردم در حال گریه و شادیاند و احساساتی عمیق را تجربه میکنند. در این میان، زندگی و لذتها بهطور آزاد و روان در حال جاری شدن هستند، درست مانند اینکه چیزی از دل و هستی انسانی به بیرون میریزد و به زندگی دیگران جاری میشود.
هوش مصنوعی: دوستها و یارانم، هزاران شکایت و گلایه دارند، اما من نمیدانم کجا باید بروم، زیرا این آشنای قدیمیام مانند یک غریبه از کنارم میگذرد.
هوش مصنوعی: گلهای زیبا و خوش رنگی که blossoms شدهاند، نام خدا را با خود دارند و یادآور آن هستند که زیبایی از چمن به خانهی پریها میرود. در واقع، چهرهی دیدنی این گلها به دور از بدیها و ناپاکیهاست.
هوش مصنوعی: خواب عدم و خیال فریبنده آن، برای من غیر ممکن است که غم تو از دل من برود و به افسانهها بپیوندد.
هوش مصنوعی: در وضعیتی که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته، نباید بگویی که او به دام افتاده است؛ بلکه او به سمت میخانه میرود و در حال لذت بردن از زندگی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانها در آتشند که جانان همیرود
سیلاب خون ز دیدهٔ گریان همیرود
یعقوب را زیوسف خود دور میکنند
خاتم برون ز دست سلیمان همیرود
آدم وداع سایهٔ طوبی همیکند
[...]
آن ترک شوخ بین که چه مستانه میرود
شهری اسیر کرده سوی خانه میرود
هر جانبی که جلوهکنان روی مینهد
با او هزار عاشق دیوانه میرود
جانم ز تن رمید به سودای خال او
[...]
زی بحر بیکرانه چه مستانه میرود
در خود یگانه از همه بیگانه میرود
زی بحر بیکرانه چه مستانه میرود
در خود یگانه از همه بیگانه میرود
زی بحر بیکرانه چه مستانه میرود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.