هرکجا مست حیا آن بت طناز رود
جلوه طاوس شود در قدم ناز رود
در تپیدن غرض از مرغ دل آزادی نیست
می کند سعی از خاطر پرواز رود
نرسد تا به سر رشته گره وا نشود
از شکفتن دل عاشق به عدم باز رود
سرشوقم همه جا در قدم راهنماست
می رود گریه من هر قدر آواز رود
حرف ناگفتنیی نذر شنیدن دارم
قاصدی کو که به آتشکده راز رود
دل ما گر ز رهایی شود آزاد اسیر
سفر دام و قفس را به یک انداز رود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و دلدادگی میپردازد و روح آزادی و زیبایی را در آن مییابد. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و حرکت دل را در جستجوی عشق و آزادی توصیف میکند. دل عاشق در تلاش است تا از قید و بندهای خود رها شود و به عواطف عمیق و ناگفتهاش پرداخته میشود. شاعر در نهایت ابراز میکند که دل همچنان اسیر است، حتی اگر به ظاهر آزاد باشد، و سفر به سوی آزادی را همچنان در جستجوی معشوق میداند.
هوش مصنوعی: هرجا که فردی با حیا و شرم به سراغ معشوقهاش میرود، آن معشوقه به طرز زیبا و شگفتانگیزی خود را نشان میدهد و همچون طاووسی با ناز و خودنمایی قدم برمیدارد.
هوش مصنوعی: در تپش قلب، هدف از آزادی دل نیست؛ بلکه تلاش میکند تا از یاد و خاطره پرواز کند.
هوش مصنوعی: اگر دل عاشق به خوشی و شادی نرسد، هیچگاه گره مشکلاتش باز نمیشود و به ناامیدی و عدم خواهد رفت.
هوش مصنوعی: من همیشه با شوق به سمت جلو حرکت میکنم و هر جا که بروم، گریهام همراه با من است، مانند صدایی که رودخانه به آرامی میسازد.
هوش مصنوعی: من چیزی دارم که نمیتوانم بگویم و منتظر کسی هستم که مثل یک پیامآور به معبد آتش برود و راز مرا برساند.
هوش مصنوعی: اگر دل ما از قید و بند رهایی یابد، به همان اندازهای که به دام و قفس سفر میکند، آزاد خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.