قاصدی از گرد جولانش به هرسو میدود
از پی گرد نگاهش چشم آهو میدود
حسرت جاویدش از هر قطره خون گل میکند
خضر در دنبال ناوک خورده او میدود
در سواد زلفش از تاراج شوخی خواب نیست
وحشی رم خوردهای از هر سر مو میدود
خنده پنهان به رسوایی جنون بر میدهد
دل کجا دیگر به ذوق آن سر کو میدود
مینویسم نامه و از هر سر مویم اسیر
قاصد دیگر ز شوق آن جفاجو میدود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر تصویرگر احساسات عمیق و دردناک عاشقانه است. قاصدی به سمت معشوق میدود و تلاش میکند تا پیغام عشق را برساند. نگاه این قاصد همچون چشم آهو سریع و سرشار از حسرت است. او در پی خاطراتی از عشقش، خون گل را تسکینی برای دلتنگی خود میبیند. در شعر، به زیباییهای معشوق و موانع عشق اشاره شده است، و در نهایت، شاعر از سر عشق و شوق به نوشتن نامهای میپردازد که نشاندهنده وابستگی عمیقش به معشوق است.
هوش مصنوعی: پیامآوری از اطراف او به هر سو میدود و تلاش میکند خود را به او برساند، همانطور که چشمانی با حس شگفتی و تیزبینی به دنبال نگاهش میدوند.
هوش مصنوعی: خضر به خاطر عشق به او، همیشه حسرت جاودانگی او را میخورد و در پی تیر عشقی که به او زده شده، به دوندگی مشغول است.
هوش مصنوعی: در تاریکی و پیچیدگی زلفهای او، جایی برای خواب و آرامش نیست. من مانند یک شتری که در بیابان رم کرده، از هر کدام از رشتههای موی او فرار میکنم.
هوش مصنوعی: دل در حالتی از شوق و سرخوشی به دنبال جایی میگردد که بتواند خندههای نهفتهاش را بروز دهد، اما حالا در بحرانی از جنون و رسوایی به سر میبرد و دیگر نمیداند کجا باید برود تا آن شادی را دوباره پیدا کند.
هوش مصنوعی: نامهای مینویسم و از هر تار مویی که دارم، برای قاصدی که در انتظار است، گرفتار شدهام. او از شوق و عشق به آن عشقورز میدود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.