چون دل ما گر دل یک قطره باران تنگ بود
دستگاه گریه بر ابر بهاران تنگ بود
تیغ مژگان تو می زد گر صلای قتل عام
فرصت بسمل شدن بر جانسپاران تنگ بود
نا امیدی بین که بر مجنون عالمگرد ما
کوه و صحرا چون دل امیدواران تنگ بود
رخصت صد خانقاهم بود از هر پیر عشق
کار بر من چون دل پرهیزگاران تنگ بود
شوق تنهایی به زنجیر خیالم می کشد
ورنه بر من زندگی بی دوستاران تنگ بود
توبه را تکلیف ساقی کرد لبریز شکست
ساغر ما بی نصیب و ظرف یاران تنگ بود
هرکجا چیدم بساط نقد نظمی چون اسیر
وقف دزدی شد که دست طبع یاران تنگ بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف محنتها و سختیهایی میپردازد که از سر میگذراند. او از احساس تنگی و محدودیت در دل و زندگی خود صحبت میکند. به وضوح بیان میکند که چقدر احساس ناامیدی و غم در او وجود دارد و زندگیاش بدون دوستان برایش سوزناک است. شاعر همچنین به کمبود فرصتها و ناکامیها در مسائل عاشقانه، اجتماعی و هنری اشاره میکند و به نوعی حسرت و آرزوهای برآوردهنشده را به تصویر میکشد. در نهایت، او با استفاده از تشبیهات زیبا، عمق درد و رنجی را که تجربه کرده، به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر دل ما همچون دل یک قطره باران تنگ باشد، پس دستگاه گریه و زاری بر ابرهای بهاری نیز در تنگی و محدودیت خواهد بود.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و فریبندهی تو چنان کشنده است که اگر حقیقی بر اثر عشق میافتاد، دلهایی که برای تو جان میدهند، فرصتی برای زخم خوردن نداشتند.
هوش مصنوعی: ناامیدی را در نظر بگیر؛ مجنون، که در دنیا سرگردان است، در برابر کوه و دشت، دل امیدواران را کوچک و تنگ میبیند.
هوش مصنوعی: اجازه صد خانهی اشک و رنجی که در دل دارم، از هر معلم عشق به من داده شده است، اما قلب من مثل دل پرهیزگاران، تنگ و محدود است.
هوش مصنوعی: شوق تنهایی باعث میشود که خیالم مرا در قید و بند نگه دارد، وگرنه زندگی بدون دوستان برای من بسیار سخت و ناراحتکننده بود.
هوش مصنوعی: ساقی تصمیم گرفت که توبه و پشیمانی را به عهدهاش بگذارد، در حالی که ما از درد و ناکامی پر بودیم و دوستانمان نیز ظرفهایشان کوچک و خالی بود.
هوش مصنوعی: هرجا که به برپایی و عرضهی نظم و سخن پرداختهام، مانند اسیری شدهام که به دست دزدی افتاده است، چرا که خلاقیت و توانایی دوستانم محدود بوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بود
عرصة امیّد بر امیّدواران تنگ بود
داغ غم در سینة من کامِ بالیدن گرفت
ورنه جا این لاله را در کوهساران تنگ بود
بسکه پر بود از نوای نالة من صحن باغ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.