در گلستان جگر داغ تو بس گل میکند
آه من چون شمع از سوز نفس گل میکند
نشکفد از سیر گلشن غنچه دلهای تنگ
نخل امید اسیران در قفس گل میکند
گر به یاد روی آتشناک او بارم سرشک
از نم اشکم در آتش خار و خس گل میکند
در جگر گلهای زخم تازه از غیرت شکفت
اول آن نخلی که باشد پیشرس گل میکند
گر سحاب از چشم تر خیزد ز فیض عشق اسیر
بحر را در شاخسار موج خس گل میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و عشق شاعرانه سخن میگوید. شاعر با اشاره به سالهای سخت و غمانگیز زندگی، نشان میدهد که چطور عشق او به معشوق، مانند شمعی میسوزد و در درون او گلهای حسرت و امید میروید. او به غمها و زخمهای ناشی از جدایی اشاره میکند و بر اثرات عمیق عشق بر قلب انسان تأکید میکند. در نهایت، شاعر از امید به سرسبزی و زیبایی باوجود دردهای موجود، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در باغی که تو هستی، دلسوخته من از غم تو همواره در حال شکفتن است؛ همانطور که شمع به خاطر گرمای وجودش میسوزد و میگدازد، نفس من نیز به خاطر دلتنگی برای تو، در حال شکوفایی است.
هوش مصنوعی: برگ گلهای نازک دلهای پر امید نمیتواند در دل گلستان رشد کند. این غنچههای دلتنگ، در قفس اسیران خود، امیدی ندارند که بتوانند شکوفا شوند.
هوش مصنوعی: اگر به یاد زیبایی سوزان او بیفتم، اشکم مانند باران میبارد و در آتش، خار و گیاه هم گل میدهند.
هوش مصنوعی: زخمهای تازهای که بر دل گلها نشسته، نشاندهندهی غیرت و احساس است. همچنین، آن نخل که اول به بار نشسته، نمادی از شکوفایی و سرسبزی است و در واقع، گلهایی را به نمایش میگذارد که به خاطر وجود این غیرت، شکوفا میشوند.
هوش مصنوعی: اگر باران از چشمها بریزد، این نشان عشق است و کسی که در دریای عشق گرفتار شده، در میان موجهای دریا، گلهای زیبا میروید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.