صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
نگه گرم تو جان در تن آیینه کند
چشم بد دور فلک گوشه چشمی دارد
غم پارینه ما را می پارینه کند
شهد الفت به قوام آمد و حسرت باقی است
عمر جاوید علاج غم دیرینه کند
آنکه یکرنگی ما را گل بی رنگ شناخت
دل ما را برد آیینه بی کینه کند
خون خورد توبه که خون در دل ما کرد اسیر
تا به کی شنبه ما را شب آدینه کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و پیچیده انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، به عشق و حسرت اشاره میکند. او از زیباییهای عشق و تاثیر آن بر دل و جان سخن میگوید و به غمهایی که از گذشته به جا ماندهاند، اشاره میکند. همچنین به یکرنگی و صداقت در روابط اشاره میکند و در نهایت به توبه و تاثیری که بر دل انسان دارد، میپردازد. این احساسات همه در قالب تصویرهایی شاعرانه و غمگین به تصویر کشیده شدهاند.
هوش مصنوعی: چشمها و مژگان تو دل را مانند چمنی سرسبز میکند و نگاه گرم تو جان را در دل مانند آینهای روشن و شفاف میسازد.
هوش مصنوعی: آسمان چشمداشتی به ما دارد و با نگاهی گذرا، غمهای گذشتهمان را باز هم زنده میکند.
هوش مصنوعی: عشق و دوستی مانند عسل شیرین و خوشمزه است، اما حسرت و اندوه هنوز باقی مانده است. زندگی جاویدان میتواند درمانی برای غمهای قدیمی باشد.
هوش مصنوعی: کسی که صداقت و یکرنگی ما را به عنوان بیمعنی درک کرد، دل ما را به زودی به دست میآورد و مانند آینهای بیکینه است.
هوش مصنوعی: توبه ما به خاطر درد و رنجی که در دلمان به وجود آمده، به شدت آسیب دیده است و حالا نمیدانیم تا چه زمانی باید در این وضعیت بمانیم، در حالی که روزهای جمعه برای ما به شب تبدیل میشود و انگار این وضعیت هرگز به پایان نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.