خرم کسی که دل به غمت شاد میکند
گلزار خاطری که تو را یاد میکند
صید مراد اگر نشود رام من چه باک
خون در دلم تغافل صیاد میکند
گفتم نهان کنم ز تو هم راز دل چه سود
از دور زخم تیغ تو فریاد میکند
امروز کس به همت سرو قد تو نیست
هر بندهای که میخرد آزاد میکند
شد شاد از او دگر دل غمدیدهٔ اسیر
دور از غم آن دلی که دلی شاد میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و احساسات عمیق است. شاعر به شخص محبوبش اشاره میکند که دل را شاد میکند و یادش همیشه در ذهن اوست. او از درد و غم ناشی از این عشق سخن میگوید و به تلاش برای پنهان کردن احساساتش اشاره میکند، اما میبیند که نمیتواند از عشق و زخمهای ناشی از آن فرار کند. در نهایت، به این نتیجه میرسد که عشق و شادی ناشی از آن، رغم تمام دردها و غمها، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: خوشحال و شاد است کسی که با فکر کردن به یاد تو دلش به آرامش میرسد و خاطرات زیبای تو را زنده میکند.
هوش مصنوعی: اگر به هدفم نرسم، این موضوع مهمی نیست، زیرا صیاد با بیتوجهی خود، درد و رنجی که در دل دارم را فراموش میکند.
هوش مصنوعی: گفتم که راز دلم را از تو پنهان کنم، اما فریاد زخمهای دلم از دور هم به گوش میرسد و فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: امروز هیچکس به اندازهی تو با اراده و استقامت نیست. هر فردی که به آزادی دیگران اهمیت میدهد، تلاش میکند تا آنها را آزاد کند.
هوش مصنوعی: دل غمزده و اسیر از غم، به خاطر شادی کسی که شاد میشود، شاد میشود و از غم دور میگردد. این دل دیگر دلی نیست که در غم زندگی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل چون ز عکس چهرۀ تو یاد می کند
عالم ز بوی ورنگ خود آباد می کند
گفتند غنچه را بدهان تو نسبت است
عمریست تا بدین دل خود شاد می کند
سنگین دل تو هست ز پولاد و نرگست
[...]
هر دم که جان وصال تو را یاد می کند
از غصّه جهان دلم آزاد می کند
چشمت بریخت خون دل مردمان به زجر
آن شوخ دیده بین که چه بیداد می کند
سرو قدت چو بگذرد اندر میان باغ
[...]
می خورده خنده بر من ناشاد می کند
آن ترک مست بین که چه بیداد می کند
دارم چنان خیال که پندارم این زمان
دارد به دست جام و مرا یاد می کند
عاشق چو مور در ته پا رفت و او همان
[...]
دل چون ز بیوفایی او یاد میکند
پیش خیال او گله بنیاد میکند
زان گونه گرم خواهش داد است از تو دل
کش داد میدهیّ و همان داد میکند
پیغام قتل کز تو رقیب آورد به من
[...]
هر بلبلی که زمزمه بنیاد میکند
اول مرا به برگ گلی یاد میکند
از درد رو متاب که یک قطره خون گرم
در دل هزار میکده ایجاد میکند
آهی که زیر لب شکند دردمند عشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.