گه نگاهش کاروان چشم آهو میزند
گاه چشمش راه یک بتخانه جادو میزند
گریه کردم راه طعن دوستداران بسته شد
از شکایت زخم شمشیر زبان بو میزند؟
گرچه پُر طفل است پُر داناست در سنگیندلی
گاه دشمن مینوازد گه دعاگو میزند
آتش شوق از کجا و آب شمشیر از کجا
خون ما ساغر به یاد تیغ ابرو میزند
بتپرستی حیرت آیینه خوبی شد اسیر
کز ادب آیینه در پیشش دو زانو میزند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و متناقض عاشقانه میپردازد. شاعر از نگاه معشوق صحبت میکند که گاهی شبیه کاروان چشم آهو است و گاهی به سوی بتخانه جادو مینگرد. او از درد و رنج ناشی از بیمحبتی میگوید و اینکه عشق و دشمنی در این رابطه به هم ربط دارند. شاعر از آتش شوق و خون دل میگوید که همه به یاد معشوقی است که با ابرویی تیغمانند دلها را میشکافد. در نهایت، او به حالت احترام و ادب در برابر زیباییهای معشوق اشاره میکند که باعث حیرت و وضوح در آیینه میشود.
هوش مصنوعی: گاهی نگاه او مانند کاروانی است که در دشت میدود و گاهی چشمش به سوی بتخانهای مینگرد که جادو دارد.
هوش مصنوعی: گریه کردم و از آنجا که معذرتخواهی و شکایت من به هیچ جا نرسید، به نظر میرسد که محبتهای دوستان از من دور شده است. زخمهایی که به من وارد شده، همچنان در کلامم حس میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که دلش پر از جوانی و بیپختگی است، اما در سختیها گاهی به دشمن خود محبت میکند و گاهی نیز برای او دعا میکند.
هوش مصنوعی: شوق و علاقهای که در دل داریم چطور به وجود آمده و قدرتی که در شمشیر نهفته است از کجا آمده؟ خون ما به یاد زیبایی و ظرافت ابروی تو به طور پیوسته در حال جاری است.
هوش مصنوعی: تقدیس و ستایش زیبایی به قدری فریبنده است که حتی آینهی زیبایی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و به خاطر ادب و احترام در برابر او به حالت زانو در میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو میزند
غنچه در پیش گل روی تو زانو میزند
چون شود از عارضش آب طراوت موج زن
از خجالت دست خود آیینه بر رو میزند
از شبیخون خزان سنگش به مینا میخورد
[...]
هر کجا آن شوخ گر صیدی به ابرو میزند
بسملش چون ماه نو بر چرخ پهلو میزند
دی به گلگشت چمن نخلش خرام آورد بار
قمری با یاد قدش امروز کوکو میزند
نرگس مست خدنگانداز افسونساز او
[...]
با ادب در پیش قانون هرکه زانو میزند
چرخ نوبت را به نام نامی او میزند
وآنکه شد تسلیم عدل و پیش قانون سر نهاد
پایه قدرش به کاخ مهر پهلو میزند
تا بود سرمایه بهر درهمی سرمایهدار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.