کی دل کلید راز به دست زبان سپرد
بحر گهر به موج کجا می توان سپرد
دود است گرد حمله ما در نبرد خصم
آتش زند به معرکه چون دل عنان سپرد
جان می توان سپرد به یک روی دل ولی
کی راز دوستان به کسی می توان سپرد
صحرا ز پاره دل بی اعتبار ما
گوهر به کیسه کرد و به ریگ روان سپرد
حیرت به دیده داد محبت به دل اسیر
گوهر به بحر داد و جواهر به کان سپرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و مفاهیم عمیق انسانی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که رازهای دل و احساسات عمیق را نمیتوان به راحتی به دیگران سپرد. در مقایسه با ارزشهای گرانبهایی چون الماس و جواهر، در نهایت همه چیز قابل از دست دادن است. او همچنین به تضاد درونی میان عشق و حیرت اشاره میکند که میتواند انسان را به اسارت درآورد. در مجموع، شعر به معناها و ارزشهای زندگی و دشواریهای ارتباطات انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند به زبان راز دلی را برملا کند؟ و گوهر دریا را به دَریاچه ای از موج بسپارد؟
هوش مصنوعی: دود ناشی از جنگ و حمله ما بر دشمن در میدان نبرد، همچون آتش شعلهور میشود، زمانی که دل، اختیار را در دست میگیرد.
هوش مصنوعی: میتوان جان را برای کسی فدای محبت و عشق کرد، اما آیا میتوان اسرار و رازهای دوستان را به کسی دیگر اعتماد کرد؟
هوش مصنوعی: بیهوده دل شکسته ما در صحرا به پشیزی هم نمیارزد، چون گوهری که در کیسهاش داریم، به ریزهریزههای بیارزش میبخشیم و به دست باد میسپاریم.
هوش مصنوعی: محبت چشمی به حیرت میآورد و دل را به اسارت میکشاند، مانند اینکه گوهر را به دریا میدهد و جواهر را در دل زمین میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.