لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا
ساغر ز آبروی گوهر می دهد مرا
ساغر به طاق ابروی وحشت کشیده ام
بیگانگی ز خویش خبر می دهد مرا
ساقی ستم ظریف و می از شعله شوخ تر
جامی نداده جامی دگر می دهد مرا
گردم به جستجوی تو پرواز می کند
در خاک هم هوای تو پر می دهد مرا
گر دیده باغبان بهار خیال خویش
شبنم به جای خون جگر می دهد مرا
هر ناله ای که کرد فراموش سینه ام
پیغامی از زبان اثر می دهد مرا
پیغام من شکنجه کش انتظار نیست
قاصد نرفته شوق خبر می دهد مرا
گر دیده بحر گوهر مقصود دامنم
تا ناخدا نوید خبر می دهد مرا
شد گرد عزلتم گل آوارگی اسیر
حب وطن نوید سفر می دهد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به توصیف تجربههای عاطفی و درونی خود میپردازد. او از می و میخانه به عنوان نماد امید و عشق یاد میکند و سعی دارد از طریق ساغر و شراب احساسات و آرزوهای خود را منتقل کند. ساغر و ابرو به عنوان نمادهای زیبایی و جذابیت در نظر گرفته میشوند و شاعر از دوری و بیگانگی از خود صحبت میکند. همچنین، او به جستجوی محبوبش میپردازد و در تلاش برای یافتن اوست. نالهها و آرزوهایش همگی پیغامهایی از عشق و انتظار را به همراه دارند. در نهایت، شاعر از حس غربت و عزلت خود سخن میگوید و به نوید سفر و بازگشت به وطن و پیوند دوباره با آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: درد و دل تو همچون شرابی شیرین و خوش طعم است که به من جرعهای شادی و زیبایی میبخشد و همچنین از ارزش و اعتبار تو به من روحیه و قوت میدهد.
هوش مصنوعی: من لیوان شراب را به تاق ابروی معشوقهای که ترسناک است تکیه دادهام و این حالت بیگانگی از خودم را به من نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، تو با ناز و finesse خود، به من مینوشانی که هیچ چیز دیگری مانند آن نیست. در این دنیای پرآشوب، خوشی و لذتی دیگر به من عطا کن.
هوش مصنوعی: در پی تو هستم و دلم در جستجوی تو به پرواز درآمده است، حتی در شرایطی که زمین و خاک را زیر پا دارم، یاد تو همواره در وجودم جاری است.
هوش مصنوعی: اگر چشم باغبان بهار را ببیند، برای من شبنم را به جای خون دل هدیه میکند.
هوش مصنوعی: هر نالهای که از دل برمیآید، نشان از پیغامی دارد که از عمق وجودم به بیرون میآید.
هوش مصنوعی: پیام من به هیچوجه همچون عذابی برای کسانی که منتظرند نیست؛ چرا که فرستنده هنوز نرفته و شوق دریافت خبر، مرا درگیر کرده است.
هوش مصنوعی: اگر دریا به من الماس ارزشمند زندگیام را نشان دهد، دامنم را میگیرد تا ناخدای کشتی به من خبر خوبی بدهد.
هوش مصنوعی: دوران تنهایی و دوری از وطن، به مانند گلی که بر زمین افتاده، به من احساس بی خانمانی میدهد، اما عشق به وطن برایم نوید سفر و بازگشت را به همراه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشقت مدام خون جگر میدهد مرا
دردی نرفته درد دگر میدهد مرا
صدره بجستجوی تو کردم زخود سفر
غافل همان نشان بسفر میدهد مرا
داری جواب تلخ و من از غایت امید
[...]
هجرت ز وصل غیر خبر میدهد مرا
مرگی نوید مرگ دگر میدهد مرا
از آفتاب عشق نگردید رنگ من
آتش چه پختگی به ثمر می دهد مرا؟
نیرنگ چرخ، چون گل رعنا درین چمن
خون دل از پیاله زر می دهد مرا
شوخی که زهر چشم ز من داشتی دریغ
[...]
آه سحر نتیجه شرر میدهد مرا
نخل امید بین که چه بر میدهد مرا
خون میکند غمت جگرم را هزاربار
تا یک پیاله خون جگر میدهد مرا
بیهوشیام به طرز حریفان بزم نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.