فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
دیوانگی شکار و رهایی کمند کیست
خاکم به باد رفت و غبارم ز جا نخاست
معمار من طبیعت مشگل پسند کیست
رشک شبم در آتش پروانگی گداخت
تا صبح عندلیب گل غنچه خندکیست
گردم ز بوی گل به هوا دام می کشد
رعنا تذرو جلوه رعنا سمند کیست
مستان طلسم توبه شکستن به نام من
تکلیف آشنائی ساقی به پند کیست
گشتم ز برق تازی آن جستجو غبار
شب سرگذشته که سحر تیغ بند کیست
دل مشق ناله پیش رهایی کند اسیر
این غنچه سایه پرور سرو بلند کیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تردید و سوالات عمیق درباره جایگاه انسان و ارتباط او با عالم هستی میپردازد. شاعر از فرزانگی و دیوانگی، شکار و رهایی، و همچنین طبیعت و زیباییها صحبت میکند. او به تضادهایی اشاره دارد که در زندگی وجود دارد؛ مثلاً خاکی که به باد میرود و غبار آن در جایی نمیایستد و همچنین لذت و رنج در عشق و آشنایی. شاعر در جستجوی حقیقت و زیبایی است و به دنبال درک چگونگی وجودش و ارتباطش با دیگران و جهان پیرامونش میباشد. تمامی این مضامین به گونهای شاعرانه و با تصاویری زیبا بیان شده است.
هوش مصنوعی: عقل و فهم واقعی در زمان غفلت چه کسی را پیدا میکند؟ و کیست که در دل دیوانگی، به دنبال آزادی و رهایی باشد؟
هوش مصنوعی: من به خاک تبدیل شدم و غبارم از جایی بلند نشد. سازنده من، یعنی طبیعت، چه کسی است که مشکلات را پسندیده باشد؟
هوش مصنوعی: من در حسرت شب پروانهها، در آتش شوق و عشق سوختم، تا صبح که چون بلبل، گل جوانه به خنده است.
هوش مصنوعی: بوی گل مرا به آسمان میبرد و زیبایی دلفریب او مرا به خود جلب میکند. این شخص زیبا کیست که در اینجا درخشیده است؟
هوش مصنوعی: مستها تحت تأثیر عشق و خوشی، دیگر نیازی به بازگشت به راه درست ندارند. در این میان، حضور ساقی (شرابریز) و آشنایی با او نشاندهندهی روندی است که در آن عقل و نصیحت به کار نمیآید.
هوش مصنوعی: در جستجوی شفافیت و حقیقتی هستم که در پرتو سریع و روشن دیگری نمایان میشود، مانند غباری که از شب گذشته باقی مانده است. میخواهم بدانم که در سپیده دم، حقیقت و روشنی در کجاست.
هوش مصنوعی: دل در حال تمرین نالهای است تا آزادی را بیابد. این غنچه به دام سایه چه کسی اسیر شده است، در حالی که سرو بلندی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن دل که نام درد نداند سپند کیست
آن دیده ای که نم ندهد مستمند کیست
گشتم غبار و باد ز باغم نمی برد
دانم که نخل سایه سرو بلند کیست
گردیده است خانه دلها خراب از او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.