دماغ وحشی ما صید بوی الفت کیست
دل گداخته پیمانه محبت کیست
بهار غنچه تصویر صفحه چمن است
شکفتگی گل سیراب اشک حسرت کیست
به بیقراری ما رشک می برد دل ما
خیال چشم تو بیمار دار طاقت کیست
دو روزه تنگدلی غنچه را به کام رساند
دلی که وا نشود تا به حشر قسمت کیست
به خون تپیده آن رنگ و بو چه دیده اسیر
که لاله داغ که و گلستان جراحت کیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و اشتغال خاطر خود اشاره میکند. او از عشق و محبت صحبت میکند و سوالاتی را مطرح میکند که به عمق درد و آرزوهایش مربوط میشود. او به زیبایی بهار و غنچهها اشاره میکند و از حسرتی که در دلش وجود دارد، میگوید. در نهایت به بیقراری و دلتنگیهای خود میپردازد و به زیباییهایی که با درد و غم همراه شدهاند اشاره میکند. به طور کلی، شعر ترکیبی از عشق، حسرت و زیباییهای زندگی است.
هوش مصنوعی: بوی عشق و محبت در فضا پیچیده است و دل ما مثل یک گداخته آماده پذیرش آن احساسات است. چه کسی است که بتواند این محبت را درک کند و به آن پاسخ دهد؟
هوش مصنوعی: در بهار، غنچهها نمایانگر زیبایی چمن هستند و شکوفههای گل، نمادی از حسرتی است که در دلهاست.
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق و اشتیاق به چشمان تو در حال رنج و بیقراری است، و این بیقراری باعث حسادت دیگران میشود. اما چه کسی میتواند تحمل این درد را داشته باشد؟
هوش مصنوعی: در دو روز ناچاری، دل غنچهای را شاد کرد، اما دلی که هرگز باز نشود، تا روز قیامت چه نصیبی دارد؟
هوش مصنوعی: به رنگ و بوی خون، چه کسی میتواند آن را ببیند؟ آن اسیر دلشکسته از گلهای آتشین و زخمهای عمیق سخن میگوید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.