آن دل که نام درد نداند سپند کیست
آن دیده ای که نم ندهد مستمند کیست
گشتم غبار و باد ز باغم نمی برد
دانم که نخل سایه سرو بلند کیست
گردیده است خانه دلها خراب از او
تا سرمه خانه زاد غبار سمند کیست
هر برگ این چمن دل در خون تپیده ایست
بلبل بگو تبسم گل زهرخند کیست
غافل نمی شوی نفسی از اسیر خویش
دانسته ای مگر که دلش در کمند کیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و عواطف عمیق انسانی میپردازد. شاعر از درد و رنجی سخن میگوید که بر دلها سایه افکنده است و تأکید میکند که چگونه دلهایی که نمیدانند درد چیست، از حقیقت فاصله دارند. همچنین، او به بیتوجهی به حال دیگران و آثار منفی عشق و جدایی اشاره میکند. به طور کلی، این شعر عمیقاً به مضمون عشق، رنج و ناامیدی پرداخته و از جستجوی زیبایی و معنا در دنیای پر از غم سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دلهایی که از درد و رنج بیخبرند، چگونه میتوانند احساس کنند؟ و چشمانی که برای افراد نیازمند اشک نمیریزند، چگونه هستند؟
هوش مصنوعی: در باغم، همچنان در حال سرگردانی و بیهدفی هستم و میدانم که در اندیشهام تنها نخل بلند و سایهدار همان سرو است که شناختهام.
هوش مصنوعی: دلها از او ویران شدهاند و در خانههای دل، غبار و تیرهگی نشسته است. این وضعیت به اندازهی غباری است که بر سرمه مینشیند و در این میان، سمند که نماد رهایی و شجاعت است، چه کسی است؟
هوش مصنوعی: هر برگ این چمن نشانهای از درد و رنجی عمیق است و بلبل باید بگوید که لبخند گل، چه کسی است که به زهرخند (لبخند تلخ) شبیه است؟
هوش مصنوعی: آیا به خودت توجه کردهای که از اسیر خود غافل نمیگردی؟ مگر اینکه بدانی دل او در چنگ کیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فرزانگی در آتش غفلت سپند کیست
دیوانگی شکار و رهایی کمند کیست
خاکم به باد رفت و غبارم ز جا نخاست
معمار من طبیعت مشگل پسند کیست
رشک شبم در آتش پروانگی گداخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.