لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
اسیر شهرستانی

داری تمام عالم اگر آشنا یکی است

از توست هر چه خواهی اگر مدعا یکی است

آیینه دار تفرقه باشد حضور دل

صد جلوه بیش و ساغر گیتی نما یکی است

در آب و خاک میکده دل دویی مباد

درد ته پیاله و صاف وفا یکی است

داریم قاتلی که ز یاد خرام او

گرد خرابه دل و آب بقا یکی است

در دانه تو دید فلک پاک گوهری

هر چند سعی کامل نشو و نما یکی است

گر چشم پاک هست ز آلودگی چه باک

نور چراغ مسجد و میخانه ها یکی است

پرواز خنده گل شوخ هوای کیست

زلف پری و جلوه بال هما یکی است

گر عیب از هنر نشناسیم دور نیست

صد رنگ جلوه هست که در چشم ما یکی است

گلدسته حواس ز یک رشته بسته اند

داری دل درست اگر مدعا یکی است

آسوده باش اسیر که از فیض یکدلی

تأثیر آب و آتش و خاک و هوا یکی است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

موج شراب و موجه آب بقا یکی است

هر چند پرده هاست مخالف، نوا یکی است

هر موج ازین محیط اناالبحر می زند

گر صد هزار دست برآید دعا یکی است

خواهی به کعبه رو کن و خواهی به سومنات

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه