گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۹۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی

آن آفتاب تابان بسته ز من نقابی

در چشم ما نظر کن تا نور او ببینی

روشن به تو نماید منظور بی حجابی

ما سایه ایم سایه پیدا به خود نباشد

سایه چگونه باشد بی نور آفتابی

دریا و موج می بین در عین ما نظر کن

این عین ما شرابیست این جام ما حبابی

مانند گفتهٔ ما خواننده ای نخواند

قولی به این لطیفی ننوشته در کتابی

در چشم روشن ما غیری نمی نماید

چشمی که غیر بیند دارد خیال خوابی

آب حیات او داد جانی به نعمت الله

بی نعمت الله عالم بودست یک سرابی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام