گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قصاید
 

نقطه ای در الف هویدا شد

الفی در حروف پیدا شد

ذات وحدت به خود ظهوری کرد

کثرتش از صفات و اسما شد

نقطه سه جمع شد الف گردید

ذات و فعل و صفت به یکجا شد

مه ز خورشید آشکارا گشت

الف از نقطه هم هویدا شد

از الف چون حروف باقی زاد

صورت و معن ای هویدا شد

نقطه ای در الف پدید آمد

وحدت و کثرت آشکارا شد

ماه جان است این الف به یقین

بیست و هشتش منازل اینها شد

عشق و معشوق و عاشق ای عارف

همچو موج و حباب و دریا شد

نظری کن که غیر یک شی نیست

گرچه اندر ظهور اشیا شد

لیس فی الدار غیره دیّار

دیده ما به عین بینا شد

اول و آخر حروف بگیر

تا بدانی ندا چرا یا شد

ظاهر و باطن اول و آخر

این همه اسم یک مسما شد

علم یک نقطه ایست دریابش

داند آن هر کسی که از ما شد

نکته ای گفتمت در این معنی

صورت آن مرا چو حلوا شد

الف و واو و نون عیان گشتند

دو جهان زین سه حرف یکتا شد

نور و عقل و قلم که فرمودند

این رموزیست گفتهٔ ما شد

خال مشکین که بر رخش پیداست

آدمش چون بدید شیدا شد

نطفه گویا به حرف شد لیکن

نعمت الله به نطق گویا شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

اول و آخر حروف بگیر
تا بدانی ندا چرا یا شد
منظور چیست

محمد نوشته:

ی آخرین حرف و الف اولین حرف استکهرویهممیشود یا. یعنی یا برای ندا ازاول تا آخر حروف استفاده شده.

کانال رسمی گنجور در تلگرام