نزد ایشان زفهم و وهم و گمان
واجب است دایماً وجود زمان
باز قومی دگر از ایشان هم
ممتنع گفته مقتضای عدم
در ضلال مبین هم این و هم آن
اعتباری است خود وجود زمان
نقطه و حال جزو مقدار است
مابقی جمع وهم و پندار است
تو همان وقت را نگه میدار
برهان خویش را از این پندار
مکن ای دوست فوت فرصت حال
گه به ماضی و گه به استقبال
حالیا حال را ز دست مده
تو چه کاری به گفتۀ کِه و مِه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به بحث درباره مفهوم زمان و چگونگی درک آن پرداخته شده است. نویسنده اشاره میکند که برخی افراد وجود زمان را ضروری میدانند، در حالی که گروهی دیگر آن را غیرممکن میشمارند. همچنین به استدلالاتی پرداخته شده که وجود زمان را تنها یک تصور میداند. از خواننده خواسته میشود که بر لحظه حال تمرکز کند و از فرصتهای آن بهرهبرداری کند، به جای اینکه به گذشته یا آینده فکر کند. در واقع، متن تأکید دارد که حال را نباید از دست داد و نباید به نظرات دیگران درباره زمان توجه کرد.
هوش مصنوعی: در نزد آنها، فهم و تصور و گمان لازم است که همیشه وجود زمان را در نظر بگیرند.
هوش مصنوعی: جمعی دیگر از آنها هم نمیتوانند گفتن را بر خود واجب دانند، چرا که این موضوع با وضعیت عدم سازگار است.
هوش مصنوعی: در گمراهی آشکار، هر دو سوی مسأله دارای اهمیت هستند؛ وجود زمان خود یک اعتبار و ارزش دارد.
هوش مصنوعی: نقطه و حال بخشی از واقعیت هستند، اما باقی چیزها تنها جمعی از تصورات و افکار ماست.
هوش مصنوعی: در آن لحظه، زمان را حفظ کن و دلیل خود را از این تفکر خارج کن.
هوش مصنوعی: دوست من، از دست دادن فرصت حال را نکن، چرا که وقت را بیهوده در یاد گذشته یا انتظار آینده سپری میکنی.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، لحظهها را از دست نده و خودت را درگیر حرفهای دیگران نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.