کودکی دید عکس خود در آب
زان بترسید و بانگ زد کای باب
در خُم ماست کودکی پنهان
که من از خوف او شدم لرزان
پدر پیر در زمان بدوید
وندر آن خُم ز ابلهی نگرید
صورت عکس خویش دید در آن
گفتش ای پیر از که ای پنهان؟
در خُمی رفتهای به ریش سفید
کودکی را همی کنی نومید
تا ز بیم تو آب مینخورد
با تو آبش به حلق چون گذرد؟
باری این داد و داوری بنگر
عقل فرزند بین و ریش پدر
زین قبیل است کار نادانی
تو خود از عکس خود هراسانی
سگ دیوانه هرکه را بگزید
عکس سگ اندر آب صافی دید
تشنه گردد ز آب مینخورد
زانکه عمداً به آب در نگرد
نفس امّاره بین که در توحید
که ز دست تو هیچکس نرهید
اندر آب لطیف خلق زَبَد
مینبینی مگر که صورت خود
آب در نفس خود چو باشد پاک
گر تو سگ بینی اندر آب چه باک
هم تو گشتی از آن نظر مذموم
مانده از رحمت خدا محروم
هر که را حق به لطف بنوازد
صحن دلها مقام او سازد
وانکه شد از جوار او مطرود
از در دل همی شود مردود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به داستان کودکی اشاره میکند که تصادفاً عکس خود را در آب میبیند و از آن میترسد. او با صدای بلندی از پدرش کمک میخواهد و پدرش متوجه میشود که ترس فرزندش ناشی از نادانی و عدم درک واقعیت است. پدر با مشاهده اینکه کودک از تصویر خود میترسد، ناراحت میشود و میگوید که این ترس باعث میشود کودک از آب خوردن خودداری کند.
شاعر در ادامه به این موضوع میپردازد که انسانها معمولاً از چیزهایی میترسند که در واقع وجود ندارند و تنها تصویر آنها در ذهن و جانشان شکل گرفته است. او به کار نادانی اشاره میکند و یادآور میشود که ترس از تصویر خود یا دیگران باعث میشود انسان از لطف و رحمت خداوند محروم شود. پیام کلی شعر این است که درک واقعیات و کنار گذاشتن ترسهای بیمورد، کلید رسیدن به آرامش و شناخت صحیح است.
هوش مصنوعی: یک کودک وقتی که تصویر خودش را در آب دید، از این دیدن ترسید و فریاد زد: "آیا این بابا کیست؟"
هوش مصنوعی: در ظرف ماست، کودکی وجود دارد که به خاطر ترس از او، من به لرزش درآمدم.
هوش مصنوعی: پدر سالخورده در زمانی پریشان به جستوجو افتاد و در این حال از نادانی هیچ ترسی به دل راه نداد.
هوش مصنوعی: یک فرد در مقابل آینه خود را میبیند و با حیرت به آن نگاه میکند و از خود میپرسد: ای بزرگ و کهن، از چه کسی در پس این تصویر پنهان شدهای؟
هوش مصنوعی: تو با رفتار خود، به روح کودکانه و امیدواری یک جوان ضربه میزنی و او را ناامید میکنی، در حالی که باید در کنار او باشی و به او کمک کنی.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی بر احساسات و ترس اشاره دارد. شاعر میگوید که فردی به خاطر ترس از دیگری حتی نمیتواند آب بنوشد. او در فکر این است که چگونه میتواند آب را از حنجرهاش بگذرانَد در حالی که این ترس وجود دارد. این بیان نشان میدهد که ترس و اضطراب چقدر میتواند بر زندگی روزمره و رفتارهای عادی انسان تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: به هر حال، قضاوت و تصمیمگیری را بررسی کن، زیرا عقل نمایانگر فرزندی است که به پشتیبانی اندیشه و تجربهی پدرش شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ناشی گری و نادانی تو باعث شده که از خود واقعیات بترسی و نگران باشی. به عبارتی، عدم آگاهی و دانش کافی تو را در برخورد با خود و احساساتت متزلزل کرده است.
هوش مصنوعی: سگ دیوانه هر کسی را که نیش بزند، تصویر آن سگ را در آب زلال میبیند. این جمله به این معناست که افرادی که تحت تأثیر رفتارهای ناخوشایند یا آزاردهنده قرار میگیرند، ممکن است حتی در دوردستها هم تصویری از آن رفتار را ببینند و احساس کنند.
هوش مصنوعی: این شخص به خاطر اینکه عمداً به سمت آب نمیرود، در نهایت تشنه میشود و از آب هم نمینوشد.
هوش مصنوعی: نفس قدسی و پاکی که در دل توحید است، به هیچکس اجازه نمیدهد که از کنترل تو خارج شود.
هوش مصنوعی: در آب پاک و زلال، نمیتوانی جلبک یا کفی ببینی مگر اینکه به خودت نگاهی بیندازی.
هوش مصنوعی: اگر آب در درون خود پاک باشد، نگران وجود سگ در آن نیستی.
هوش مصنوعی: تو به خاطر آن نظر ناپسند خود، از رحمت خدا دور و محروم ماندهای.
هوش مصنوعی: هر کسی که خداوند با محبت و مهربانی به او توجه کند، قلبها را به مقام و جایگاه او میبرد.
هوش مصنوعی: کسی که از نزد او دور میشود، در دل دیگران نیز ناپسند و طرد شده خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.