گنجور

شمارهٔ ۵۷

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
 

ملک دنیا و مردمان در وی

گورخانه است و مردگان در وی

نیست بستان تو مباش در او

هست زندان تو ممان در وی

هر که را دل در او قرار گرفت

گر چه زنده است نیست جان در وی

این جهان بر مثال مرداری‌ست

اوفتاده بسی سگان در وی

آدمی‌زاده چون خورد چیزی

که سگان را بود دهان در وی؟

گوشتی لاغر است و چندین سگ

زده چون گربه ناخنان در وی

عدل را ساق لاغر است ولیک

ظلم را فربه است ران در وی

اندرین آزمون سرا ای پیر

طفل بودی شدی جوان در وی

چشم بگشا ببین که نامده‌ای

بهر بازی چو کودکان در وی

خاک دنیاست چون وحل، زنهار

مرکب خویشتن مران در وی

اندرین غبر هیچ آب مخور

که گلوگیر گشت نان در وی

آرزوها نواله‌ای چرب است

نیست چون پیه استخوان در وی

گر چه شیرین بود چو نوش کنی

نیش بینی بسی نهان در وی

عرصهٔ ملک پر ز دیو شده‌ست

نیست از آدمی نشان در وی

همه را یک سر و دو رو دیدم

آزمودم یکان یکان در وی

جمله از بهر لقمه‌ای چو سگان

دشمنانند دوستان در وی

چون زر کم عیار قلب آمد

هر که را کردم امتحان در وی ...

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حیدر حسنلو نوشته:

مصرعِ یکمِ بیت چهارم، تضمینی است از سنایی. بیت ناظر است به «الدنیا جیفۀ و طُلّابها کلابٌ» که در برخی کتب همچون مصباح الشریعه و مثنوی به عنوان حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است، ولی عجلونی در کشف الخفا و مزیل الالباس از قول صغانی آن را حدیث جعلی دانسته و خودش آن را مَثَل سائر تلقّی کرده است. شافعی در بیتی چنین گفته است:
و ما هی الّا جیفۀ مستحیلۀ/ علیها قد همّهنّ اجتذابها
جامی نیز خیلی زیبا چنین سروده است:
دنیا جیفه ست و اهل دنیا/ اکثر چو سگان جیفه خواره

کانال رسمی گنجور در تلگرام