یا رب چون من به غربت کسی مبتلا نباشد
در پیش چشم دشمن بیاقربا نباشد
عباس من کجایی ای مهربان برادر
جای تو اندرین دشت پیاد چرا نباشد؟
ای مونس غریبان سقای غم نصیبان
جز تو مرا معینی در کربلا نباشد
در دست قوم کافر تنهایم ای برادر
یک دست را به پیکر هرگز صدا نباشد
برادر نزد دشمن دست بیاری من
جانا برو که از تن دستت جدا نباشد
رفتی تو از پی آب آب ای مه جهانتاب
گشته به دهر نایاب یا بهر ما نباشد؟
باید که دست خود را دیگر ز جان بشوید
شاهی که لشگرش را صاحب لوا نباشد
در وقت بینوایی بییار و آشنایی
از همرهان جدایی هرگز روا نباشد
ای صفدر وفادار در این دیار خونخوار
دوری ز آل اطهار رسم وفا نباشد
هر کس جدا نموده دست برادر من
یا رب ز قهر ذوالمن هرگز رها نباشد
باد صبا علی را رو در نجف خبر کن
گویا ز ما خبر دار شیر خدا نباشد
ای شهسوار بطحا از بهر آل طاها
فریادرس در این دشت غیر از خدا نباشد
(صامت) که روزگارش کرده به غم دچارش
در روزگار کارش غیر از عزا نباشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نالهای است از یک برادر داغدار که از بیکسی و غربت خود سخن میگوید. او به فقدان برادرش عباس اشاره میکند و میگوید که در چنین دشت بیاب و علفی، او بییار و یاوری تنها مانده است. شاعر از این مینالد که در میان دشمنان و در شرایط سخت، کسی جز برادرش نمیتواند به او کمک کند و حسرت میخورد که برادرش برای آوردن آب رفته و حالا هیچ یاری در کنار او نیست. او همچنین به اهمیت وفاداری و مرکزیت برادر در زندگیاش اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را از این عزلت نجات دهد. در پایان، غم و اندوه او از دوری و فقدان برادرش به وضوح حس میشود.
هوش مصنوعی: خداوندا، چرا من در تنهایی و غربت اینگونه رنج میبرم؟ آیا در برابر دشمنان هیچ کسی از نزدیکان من حضور ندارد تا از من حمایت کند؟
هوش مصنوعی: برادر عزیزم عباس، کجایی؟ چرا در این میدان بیتو جایی نیست؟
هوش مصنوعی: ای دوست و همدم غمخوار، تنها تو میتوانی در این روزهای سخت و دشوار در کنارم باشی. در کربلا، جز تو کسی نیست که به من کمک کند و یاریم دهد.
هوش مصنوعی: در میان مردم کافر و بیباور تنها و بیکس هستم، ای برادر، زیرا یک دست نمیتواند صدایی به وجود آورد یا بر کسی تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: ای برادر، نزد دشمن به من کمک نکن، زیرا که از جسم تو جدا نخواهد بود. برو، بهتر است دور شوی.
هوش مصنوعی: تو به دنبال آب رفتی، ای ماه تابان جهان! اکنون در این دنیا نایاب شدهای و آیا برای ما دیگر وجود نخواهی داشت؟
هوش مصنوعی: باید کسی که فرمانروایی میکند، اگر نتواند بر لشگرش کنترل داشته باشد، از قدرت و مسئولیت خود کنار برود.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که انسان احساس تنهایی و بیکسی میکند و دور از یار و آشناست، جدا شدن از دوستان و همرزمان هرگز قابل قبول نیست.
هوش مصنوعی: ای صفدر وفادار، در این سرزمین خونی و خطرناک، دوری از خاندان پاک و مطهر اهل بیت نشانه وفا نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که از برادر من دست بردارد، ای پروردگار، نکند که از خشم تو هرگز رهایی یابد.
هوش مصنوعی: باد صبا، تو ای فرستنده خوش خبر، به علی در نجف بگو که گویا از حال ما آگاه نیست. شیر خدا (علی) در اینجا به دور از ماست و خبر ما به او نرسیده.
هوش مصنوعی: ای جوانمرد عالیقدر از سرزمین بطحا، برای خاندان طاها، غیر از خدا در این دشت کسی نمیتواند یاریدهنده باشد.
هوش مصنوعی: انسانی که روزگار به او غم و اندوه داده است، در دوران زندگیاش جز عزاداری و غم، چیزی برای او باقی نمانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
مه را نظیر رویش گفتن روا نباشد
موئی چنان خمیده چشمی چنان کشیده
در چین به دست ناید و اندر ختا نباشد
با او همیشه ما را جز لاله در نگیرد
[...]
بر عاشقان رویت چندین جفا نباشد
زین بیش جور کردن بر ما روا نباشد
ما بر جفایت ای جان یکباره دل نهادیم
زان رو که دلبران را هرگز وفا نباشد
عهدی که کرد با من بشکست همچو زلفش
[...]
ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد
با هیچ کس در این عهد، کس آشنا نباشد
چون چشم کس نپوشد، از روی خلق عالم؟
کامروز دستگیری، غیر از عصا نباشد!
باهم گر آشنایند خلق زمانه، اما
[...]
تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
باید میان یاران ما و شما نباشد
بر ما خطا گرفتن از کیش شرم دور است
کس عببکس نبیند تا بیحیا نباشد
با هرکه هرچه گویی سنجیده بایدت گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.