گنجور

قطعه شمارهٔ ۹۴

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات
 

شبی زبان فصاحت ز منهیان خرد

سوال کرد غرض آنکه مدتی است مدید

که بر خلاف طباع زمانه می‌بینم

که حصن ملک حصین است و سد عدل سدید

زوال ظلمت ظلم است از ستاره بدیع

کمال دولت فضل است از زمانه بعید

چه خامه‌ای است که کوتاه می‌کند هر دم

زبان تیغ که بودی دراز در تهدید

چه عادلی است که ز عدل او ممالک را

تنعمی است موفی سعادتی است سعید

چه صاحبی است که اصحاب دین و دولت را

ز تیغ خامه او حاصل است وعده وعید

جواب داد خرد کافتاب دولت و دین

که ماه رایت او خلق راست چون مه عید

هلال غره دولت جمال طلعت ملک

غیاث دین محمد محمدبن رشید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام