گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۷

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هزارت دیده می‌بینم که می‌بینند هر سویی

دریغ آید مرا باری به هر چشمی چنان رویی

چو کار افتاد با بختم نهفتی روی و موی از من

به بخت من ز مستوری فرو نگذاشتی مویی

نمی‌ارزد بدان خونم که ساعد را بیازاری

تو بنشین و اشارت کن به چشمی یا به ابرویی

من آن باشم که بر تابم عنان از دست تو حاشا!

همه خلق جهان سویی اگر باشند و من سویی

خطا می‌دانم و آهو به آهو نسبت چشمت

که چشم شیر گیر تو ندارد هیچ آهویی

سگان کوی تو دایم به جستجوی خون من

همی پویند و می‌بویند خاک هر سر کویی

ازان می در قدح خندد که می را هست از ورنگی

ازان گل بی‌وفا باشد که در گل هست ازو بویی

ز سر می‌خواهم از بهر تو گویی بر تراشیدن

ولی چوگان تو سر در نمی‌آرد به هر گویی

دعا گوی تو بسیارند و سلمان از همه کمتر

ولی چون این دعا گویت بود کمتر دعاگویی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میراسماعیل سیدعلیزاده نوشته:

شاعر دراین بیت: خطا می‌دانم و آهو به آهو نسبت چشمت
که چشم شیر گیر تو ندارد هیچ آهویی
شاعر با واژه( آهو)بسیار عالی بازی کرده است که حیفم آمد توضیحی نداده باشم البته به اساتیدم درس پس می دهم:درمصرع اول واژه اولی به معنی گناه و تقصیر و عیب است و واژه دوم به معنی غزال همان جانور معروف می باشد . درمصراع دوم کلمه آهو به هر دو معنی ایهام دارد. (آهو) از ریشه پهلوی می باشد: آ(حرف نفی و تضاد است)+هو(خوب)=ضدخوب

مجتبی خراسانی نوشته:

احسنت دست مریزاد
تشکر از فرمایشتان
اهو عیب و نقص

طاهر نوشته:

ازان می در قدح خندد که می را هست “ازو” رنگی
در این مصرع مشکل املائی پیش اومده.

کانال رسمی گنجور در تلگرام