گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به آستین ملالم مران، که من به ارادت

نهاده‌ام سر طاعت، به آستان عبادت

به کشتگان رهت، برگذر، به رسم زیارت

به خستگان غمت، در نگر، به رسم عیادت

من آن نیم که به تیغ از تو روی برتابم

جفای دوست، کمند محبت است و ارادت

به التفات تو با من، توان مشاهده کردن

که چون کند به عظام رمیم، روح اعادت؟

زما بریدن یاران، بدیع نیست که ما را

به تیغ هجر، بریدند، ناف روز ولادت

دلا ز کوی محبت، متاب روی، به سختی

که رنج و محنت این ره، سلامت است و سعادت

بیان عشق، میسر نمی‌شود به حکایت

که شرح شوق، ز حد عبارت است، زیادت

حکایت غم عشق، از درون عاشق صادق

بپرس، اگر چه ز مجروح نشوند، شهادت

مراست پیش تو کاری و کارهای چنین را

نسیم صبحدم، از پیش می‌برد به جلادت

جفا، طریقه توست و وفا، وظیفه سلمان

تراست، آن شده خوی و مراست این شده عادت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سها نوشته:

سلام..خدا قوت..بیت پنجم کلمه “بدیع” ، نباید “بعید” باشه؟!
ممنونم..موفق باشین.

علیرضا نوشته:

سلام جناب سها
همان «بدیع» به معنای نو و تازه درسته و صحیح بودن «بعید» خیلی بعید است. شاعر میخاد بگه: کم مهری دوستان با ما چیز تازه ای نیست.
موفق باشین

شمس الحق نوشته:

جناب علیرضا سلام بر شما
نظر حضرتعالی متین است ، ولی اگر اجازه داشته باشم مانند حضرت سها نگاه کنم ، با توجه به مصرع دوم بیت پنجم که در امتداد و تکمیل مصرع اول آمده است ، این معنی از کل بیت مستفاد می گردد که :
از آنجا که در روز ولادت ناف ما را به هجران بریده اند ، بعید نیست که یاران هم از ما ببرند .

پیام نوشته:

اگر سلمان ساوجی میدانست ، همه به خودشان اجازه ی دستکاری در شعرش میدهند
خودش حاشیه ای مینوشت
مزاح بود
ببخشید

کانال رسمی گنجور در تلگرام