گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد

در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد

کی شبروان کویت آرند ره به سویت

عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد

ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده

کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد

هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید

هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد

در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه

جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد

گر با تو بر سرو زر، دارد کسی نزاعی

من ترک سر بگویم، تا دردسر نباشد

دانم که آه ما را، باشد بسی اثرها

لیکن چه سود وقتی، کز ما اثر نباشد؟

در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانان

باید که در میانه، غیر از نظر نباشد

چشمت به غمزه هر دم، خون هزار عاشق

ریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد

از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمش

آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا قربانی » بر سماع تنبور » در کوی عشق

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje awale beide sowom(kardem)mesraje awale beide panjom(janrakhatar)1

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

حمیدرضا نوشته:

مصرع دوم بیت ششم مشابه مصرعی از سعدی است:
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد

پریسا نوشته:

در مصرع اول بیت سوم بنظر “و”اضافی است.
ما با خیال رویت منزل در آب دیده …کردیم تا کسی را برماگذرنباشد.

سیاوش مرتضوی نوشته:

باید یک فاصله در مصرع بیت ششم اضافه شود:
گر با تو بر سرو زر => گر با تو بر سر و زر

مهدی نوشته:

در ترانه ای که علی رضا قربانی خوانده بیت پنجم به این صورت است:
در کوی عشق جان را، باشد خطر اگرچه
جایی که عشق باش، آن جا خطر نباشد

ابراهیم جباری نوشته:

در بیت سوم اصلش “اب دیده ” هست به معنای اشک چشم نه آب و دیده

اگه میشه اصلاحش کنید

ابراهیم جباری نوشته:

بیت چهارم در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه ….. اصلاحش کنید

فرجاد نوشته:

مصرع اول بیت سوم “و” اضافی است.

ما با خیالِ رویت، منزل در آبِ دیده
کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد.

با “و” بعد از “آب” کلن معنیِ مصرع بهم میریزه.

شمس الحق نوشته:

جناب فرجاد خان
جسارت است ولی این “کلن” !! که حضرتعالی نبشته اید لابد است که همان شهر معروف اَلمان باشد ؟!! در غیر اینصورت تا آنجا که اندک سواد اکابری حقیر قد میدهد چنین واژه ای نه در زبان عربی ونه پارسی وجود خارجی ندارد . اگر هم عرایض حقیر را باور ندارید آنک لغتنامه های دهخدا و عمید و غیره … واما بعد ..
این عادت یک عمر معلمی حقیر را بر من خواهید بخشید که اگر اجازه بفرمایید حال که به شهر دلپسند کلن اَلمان سفر کردیم درسی هم از این نادان گرفته باشید که دست خالی وبدون سوقات به وطن عزیز باز نگردید . این را قطعاً شما و غالب پارسی زبانان نمیدانند مگر آنکه اندک آشنایی با زبان فرانسه داشته باشند :
آیا میدانید معنی ادوکلن چیست ؟ [تلفظ صحیح اودوکلنی]
Eau de cologne
eau = آب
de = ضمیر ملکی مثل of انگلیسی
cologne = شهر کلن المان
پس ادوکلن یعنی آب شهر کلن اَلمان یا :
The water of colne city
البته در این مورد از دکتر کیخا که ضمن آنکه پزشکی مجرب هستند ، استاد مسلم علم لغت شناسی در همه زبانهای مهم جهان نیز هستند و حقیر درحضور ایشان جوجه شاگردی کوچک بیش نیست هم طلب یاری میکنم تا عرایض حقیر را تأیید ویا تعدیل و اصلاح بفرمایند .

امین کیخا نوشته:

شمس جانم بزرگوارید. گویا ایشان کلا را به ریخت کلن نوشته اند و هر چند نا معمول است ولی خرده ای نمی توان گرفت از ایشان . ولی اکنون که سخن از این واژه آمده خوب است پژوهیده شود . ادوکلن چنانچه شما می فرمایید همان آب شهر کلن آلمان معنی می دهد و به فرانسه gn اگر پشت سر هم بیایند صدای نون غنه ای یا توی دماغی را می دهد که به فارسی تر می توان واژه خلمیدن یا توی دماغی ادا کردن را برایش نوشت . اما کلن با ضمه اول و فتحه دوم معنی غده را می دهد که برابر gland انگلیسی است و همریشه با همان لغت است . با درود به شما و فروتنی

شمس الحق نوشته:

جناب آقای دکترکیخای عزیز !
حقیر [شمس الحق] است ! و خوف آن دارد که این [شمس جانم] گفتن های شما بتدریج و یا در اثر اشتباهات تایپی بدل به [ شمسی خانم!! ] بشود و آن زمان است که کلاه حقیر و حضرتعالی تکلیف مکان استقرار خویش فراموش کنند . این درست است که حقیر شخص بی سواد و نادانیست ، اما نه به آن میزان که نداند غرض دوست گرامی مان از نبشتن [کلن] بجای [کلاً] چه بوده است و طرح مسئلۀ ادوکلن در لفاف طنز و مزاح این نکته را به ایشان [ واکنون به شما] یاد آور است که اگر بر فرض محال کسی در کلاس درس ادبیات و زبان پارسی یا عربی حقیر چنین شیرین کاری ها از خود بنمایش گزارد نمرۀ صفر حقیر درانتظار اوست . حال باز این عرض حقیر را که شما شوخی سرت نمی شود نپذیرید و در این باب که کلن نبشتن بجای کلاً را خرده گیری نشاید ، سخن برانید .
دیگر آنکه ظرفیت پذیرش و فرا گیری واژگان دلاویز پارسی حضرتعالی در روز ، یک یا دو و القصه سه دانه است ونه یک میلیارد !!!! واژه . حقیر این داند که سرچشمۀ جوشان نبوغ آن استاد بی بدیل لغت شناس همچون آتشفشانی خاموش ناشدنی همواره فروزان است ولی قدری هم ملاحظۀ ظرفیت یاد گیری شاگردان خود بفرمایید و لطفاً سرعت بروز این نبوغ سرگیجه آور خویش را در بیان واژه های تازۀ پارسی ، کمی آهسته تر بفرمایید . مخلص شما شمسی خانم !!

امین کیخا نوشته:

گویا راست می فرمایید من شوخی سرم نمی شود و البته فکر کردم که شاید تند خوانی کرده باشید .درود به شما

علیرضا نوشته:

با سلام
من تو آهنگ آقای علیرضا قربانی بیت پنجم را این جور شنیدم:
در کوی عشق جان را باشد خطر اگرچه
جایی که عشق باشد آن جا خطر نباشد

محمدرضا نوشته:

بیت ۵ به این صورت هم آمده که زیباتر است:

در کوی عشق جان را باشد خطر اگر چه
جایی که عشق باشد آنجا خطر نباشد

پیمان کیانی نوشته:

جناب شمس الحق عزیز جسارت بنده را ببخشید اما تصور می کنم منظور شما از سوقات همان سوغات باشد . مگر اینکه به هردو شکل صحیح باشد که البته بنده از آن بی اطلاع بوده و محتاج راهنمایی اساتید عزیز می باشم.

شمس الحق نوشته:

جناب پیمان کیانی عزیز حق با شماست و شکل غالب و معمول کلمه سوغات است ، اما دوباره حق با جنابعالی است و بصورت سوقات هم میتوان نوشت و غلط نیست ، علت اینست دوست محترم من که این کلمه نه فارسی است و نه عربی ، که مغولی یا ترکی مغولیست .

شمس الحق نوشته:

بعد التحریر :
جناب کیانی دوست عزیز حقیر پیرمردی نادان و معلمی ناچیز بیش نیست ، ادب شما را تحسین میکنم ، اما اینگونه سخن گفتن ممکن است برای برخی از عزیزان شبهاتی ایجاد کند ، از شما و سایر عزیزان درخواست میکنم با حقیر مشابه برادر بزرگتر خود سلوک فرمایید ، امیدوارم قابل این مرحمت باشم ، متشکرم !

آیدین همتی نوشته:

او را به جز خیانت …

Safdar Garmabi نوشته:

باسلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان
کویا بیت سوم خیلی مورد بحث میباشد که درست آن این کونه آمده است که خیلی زیباتر و با معنی تر میشود
ما با خیال رویت منزل در آب کردیم …. باشد که هیج کس را بر ما کذر نباشد

شهلا نوشته:

دوستان میشه خواهش کنم بیت آخررا برام معنى کنین؟ سپاس

کانال رسمی گنجور در تلگرام