خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم
پشت چون آینه بر سد سکندر دارم
چون سبو، حیرت این خمکده ام برد از کار
دست برداشته از عالم و بر سر دارم
مایه ی مردم درویش، توکل باشد
خاطری جمع تر از دست توانگر دارم
می رسد فصل خزان و غم خود نیست مرا
نوحه بر اهل چمن همچو صنوبر دارم
دوست پندارد ازو هست مرا صبر و شکیب
کافرم، آنچه گمان برده به من گر دارم
دانم آزرده جدا می شوی از من، باری
بنشین یک دو سه حرفی به تو دیگر دارم
غافل از تیغ زبان من دیوانه مشو
باخبر باش ز من، مستم و خنجر دارم!
نیست مقراض به دستم ز برای مکتوب
به کف این را، ز پی بال کبوتر دارم
چون کشم بار گران غم دوری؟ کز ضعف
نگه خود نتوانم ز رخت بردارم!
شیوه ی صبر کجا و من دیوانه کجا
از من این جنس مجویید که کمتر دارم
بر دل از هیچ کسم گرد غمی نیست سلیم
خاطری صافتر از سینه ی گوهر دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود پرداخته و از غم و دلتنگی خویش سخن میگوید. او به سبو (شراب) و خم می اشاره میکند که نشاندهنده شگفتی و حالت مستیاش است. در کنار این، به تفاوت بین زندگی درویشان و توانگران اشاره کرده و میگوید که او به توکل و اعتماد به خداوند متکی است.
شاعر به فصل خزان و غم خود اشاره کرده و میگوید که با وجود غمهایش، نگران حال دیگران نیست. او به احساساتش در برابر دوستان و احتمال جدایی اشاره دارد و از زبانی تند و برنده سخن میگوید که به دیگران آسیب میزند.
در نهایت، شاعر به وجود غم در دلش و داشتن خرد و پاکی در درون اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که در میان احساساتش، آرامش و صداقت درونی خودش را حفظ کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود شراب، چه فکری از روز قیامت دارم؟ پشت سرم مانند آینه، در برابر سد سکندر قرار دارم.
هوش مصنوعی: من مانند سبویی هستم که در این میخانه به حیرت افتادهام و از دنیای پیرامونم دست کشیدهام، همچنان که در ذهنم افکار مختلفی در حال چرخش است.
هوش مصنوعی: مردم درویش به امید و توکل به خدا زندگی میکنند، زیرا این حالت به آنها آرامش بیشتری میدهد نسبت به کسانی که به دارایی و قدرت خود متکی هستند.
هوش مصنوعی: فصل پاییز فرا میرسد و من غمی ندارم؛ همچون درخت صنوبر، با آرامش به زندگی ادامه میدهم و دلی برای نوحهسرایی بر حال دیگران ندارم.
هوش مصنوعی: دوست فکر میکند که من صبر و شکیبایی دارم، در حالی که اگر او بداند، من کافر و بیصبر هستم و هیچکدام از آنچه به من نسبت میدهد را ندارم.
هوش مصنوعی: میدانم که از من ناراحت میشوی و جدا میروی، اما لطفاً کمی بنشین تا چند حرفی با تو بزنم.
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که من ممکن است با کلامم تو را آزار دهم. از من غافل نشو، زیرا حالت مستی و دیوانگی من میتواند خطرناک باشد.
هوش مصنوعی: من به خاطر نامهای که در دست دارم، قیچی به دست ندارم، زیرا در پی بال پرندهای هستم.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم بار سنگین غم دوری را تحمل کنم؟ زیرا از ضعف نتوانم به چهرهات نگاه کنم!
هوش مصنوعی: صبر یک رفتار و خوی زیباست، اما من که دیوانهام نمیتوانم به آن شکل عمل کنم. از من انتظار این نوع استقامت را نداشته باشید، چون من به این چیزها کمتر دسترسی دارم.
هوش مصنوعی: من از هیچ کس غم و اندوهی در دل ندارم و از آرامش خاطر بیشتری برخوردارم که همچون سینهای پر از گوهر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به سر کوی تو سوگند، که تا سر دارم
نیست ممکن که من از حکم توسر بردارم
حلقه شد پشت من از بار و من آهن دل
همچنان در هوست روی بدین در دارم
ای که در خواب غروری خبرت نیست که من؟
[...]
باده می نوشم و سودای تو در سر دارم
آیت مصحف سودای تو از بردارم
زرعم اینست که کشتم بهمه عمر عزیز
من ندانم که ازین کشته چه بر بردارم
دل و جانم بچه کار آید امروز؟ که من
[...]
جگری تشنه تر از وادی محشر دارم
دم آبی طمع از ساقی کوثر دارم
گر گهر نیست مرا، چشم گهرباری هست
زر اگر نیست مرا، چهره چون زر دارم
همچنان داغ غریبی جگرم می سوزد
[...]
این چه شورست که از شوق تو در سر دارم؟
دل پروانه و تمکین سمندر دارم
آهم از پرده دل بی تو شرر می بیزد
شیشه لبریز می و سینه پر آذر دارم
ای متاع دو جهان رنگ به عرض آورده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.