چو می فروش به مینا شراب ناب کند
اشاره ای ز تنک ظرفی شراب کند
بهار رفت، چه شد جام می که می خواهد
شراب از پی گل، پای در رکاب کند
هلاک مشرب صیاد دام بر دوشم
که جای گل ز چمن بلبل انتخاب کند
در آفتاب مرا سوخت انتظار کسی
که شب به سایه ی گل، سیر ماهتاب کند
شعار دور فلک از سلیم اگر پرسی
چو آفتاب به انگشت خود حساب کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیتها به توصیف حال و هوای شاعر در مواجهه با شراب و زیباییها و چالشهای زندگی پرداختهاند. شاعر از میفروش و شراب ناب سخن میگوید و نگران این است که بهار رفته و جام می ناپدید شده است. همچنین اشاره به عشق و انتظار دارد، به ویژه در حالتی که منتظر کسی است که نمیآید. در نهایت، شاعر به دور فلک و حرکت آسمانی هم اشاره میکند و تأملاتی درباره زمان و این چرخهها دارد. کل شعر حاکی از دلتنگی، زیبایی و عبور زمان است.
هوش مصنوعی: وقتی میفروش به پارچ شراب باکیفیت اشاره میکند، نشاندهندهی کیفیت و نیکی آن شراب است و به نوعی به زیبایی و لطافت کاسهای که در آن ریخته شده، اشاره دارد.
هوش مصنوعی: بهار به پایان رسید و حالا چه اتفاقی افتاده است که لیوانی که میخواهد شراب را به دست آورد، نیاز دارد که به دنبال گلها باشد و آماده حرکت شود؟
هوش مصنوعی: شکارچیای که دام بر دوش دارد، به خاطر زیبایی و عطر گلهای چمن، باید انتخابی درست کند و به دنبال آنها برود. در این حالت، او به جای زندگی در دام، باید به دنبال زیبایی و لذتهای واقعی باشد.
هوش مصنوعی: در داغ آفتاب، من به دنبال کسی هستم که در شب، زیر سایهی گلها، زیباییهای ماه را تماشا کند.
هوش مصنوعی: اگر از سلیم بپرسی که گردشی که زمان دارد چقدر است، او مانند آفتاب با انگشت خود به راحتی میتواند آن را محاسبه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد
نیازِ نیمْشبی دفعِ صد بلا بِکُنَد
عِتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش
که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکُند
ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند
[...]
چو ترک سرکش من پای در رکاب کند
کرشمه بر مه و جولان بر آفتاب کند
فراز خانه زین جا نکرده گرم هنوز
هزار خانه صبر و خرد خراب کند
چگونه لذت تیغش چشم که در دم قتل
[...]
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی
جز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغ
[...]
سفیده دم که صبا بوی مشگ ناب کند
شمیم گل دل ریش مرا خراب کند
چگونه دل نکشد سوی گلستان امروز
که غنچه خمیه زند سنبلش طناب کند
بباغ فاخته کوکو زند همی یعنی
[...]
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
هزار عاشق دل خسته را کباب کند
خراب چون نشوم از کرشمهای کسی
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.