بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد
باغ را چون بال خود برهم زد و پرواز کرد
یوسف من! چشم پیران نیست تنها بر رهت
شوق مکتوب تو طفلان را کبوترباز کرد!
مطرب مجلس به زور نغمه آخر سرمه را
همچو خاکستر زبون شعله ی آواز کرد
جوهر ذاتی ندارد احتیاج تربیت
صورت آیینه را نقاش کی پرداز کرد
دیده ی پوشیده چون بادام در باغ جهان
از غبار صبح و دود شام نتوان باز کرد
کی تسلی می شود از سیر هندستان سلیم
گر به جنت رفت، یاد گلشن شیراز کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دردمندی و حسرت و longing اشاره دارد. بلبل، به عنوان نماد احساسات، بر غربت و دوری از وطن ناله میکند و تلاش میکند با پرواز، آزادی و آرزوهایش را به نمایش بگذارد. شاعر به یوسف (نماد عشق و زیبایی) اشاره میکند و میگوید که عشقش تنها در نگاه پیران نیست و شوق او حتی دل کودکان را به پرندهبازی وا میدارد. همچنین، مطرب به اجبار نغمهای را مینوازد که حالتی از ناراحتی و تکرار دارد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که ذات انسان نیازی به تربیت ندارد و زیباییهایش در خود او نهفته است. او همچنین به چشمپوشی از واقعیتهای جهان اشاره میکند و میگوید که حتی با رفتن به بهشت، یاد گلشن شیراز به او تسلی نمیدهد. در مجموع، شعر به عمق احساسات انسانی و آرزوی وصال و آزادی میپردازد.
هوش مصنوعی: بلبل ما با صدای دلنشین خود نوای غمناک غربت را به گوش باغ رساند و با تکان دادن بالهایش به سمت آسمان پرواز کرد.
هوش مصنوعی: ای یوسف من! تنها چشمهای پیران به راه تو نیست که به شوق تو به تماشای تو نشستهاند. بلکه کودکان هم به شوق تو، کبوتر بازی میکنند!
هوش مصنوعی: موسیقیدان در مجلس با زور و فشار، قطعهی آخر را اجرا کرد و این نغمه را همچون خاکستر شعلهی آواز از بین برد.
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که چیزهای اساسی و بنیادی به خودی خود خاصیت یا جوهر ندارند و برای شکلگیری و نمایان شدن نیاز به آموزش و پرورش دارند. مانند آینه که برای نشان دادن تصویر نیازمند هنری است که آن را نقاشی کند.
هوش مصنوعی: چشمهای بسته مانند دانههای بادام در باغ هستی، به خاطر غبار صبح و دود شب نمیتوانند باز شوند.
هوش مصنوعی: کی کسی آرامش و راحتی پیدا میکند از سفر به سرزمینهای دور و خوش آب و هوا، اگر کسی به بهشت هم برود، باز هم به یاد باغ گلشن شیراز خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لاله بر نرگس چو مهر و دوستی آغاز کرد
ابر خرم مجلسی از بهر ایشان ساز کرد
ابر چون می خورد هر یک مست گشت و ناز کرد
چون هزار آواز قصد نغمت و پرواز کرد
ایخداوند ایکه از رفعت همای همتت
بر فراز گنبد گردون نشیمن ساز کرد
هر کجا میزان عدل شاملت شاهین نمود
از سر گنجشگ عاجز ظلم باشه باز کرد
دشمن از تیر تو چون زاغ کمان شد گوشه گیر
[...]
باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کرد
بلبل بیدل نوای عاشقی آغاز کرد
خوش برآمد فال برگ بزم عشرت ساختن
چون صبا بهر تفؤل دفتر گل باز کرد
در چمن هر غنچه رازی داشت در دل سر به مهر
[...]
در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
بار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد
بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنم
رحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد
چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهود
[...]
هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
بی توقف از جهان رنگ و بو پرواز کرد
داشت بیدردی به زندان تن آسانی مرا
زخم تیغ او در رحمت به رویم باز کرد
گر سبک سازی چو عیسی از علایق خویش را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.