گویند که در قریه ی فین کآب و هوایش
مستحسن اطباع و پسند سلق افتد
از صبح که خورشید بر آرد ز افق سر
تا شام که خور باز به سمت افق افتد
هر لحظه شتابند سوی چشمه زنی چند
کز پرتو روشان به صحاری تتق افتد
وز بیم قرقچی گه آمد شد ایشان
غوغا و فغانی به تمام طرق افتد
بیچاره فقیری که فتد گیر قرقچی
بیچاره تر آن کس که میان قرق افتد
بس صدمه مراین را که به سر می رسد از سنگ
بس قید مر آن را که زپا بر عنق افتد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی روستای فین و زیباییهای طبیعی آن است. در آن به توصیف هوای دلپذیر و چشمههای آب اشاره شده که بازدیدکنندگان را به سوی خود جذب میکند. از صبح تا شام، مردم برای آب به این چشمهها میروند و از ترس نگهبانان، به سرعت حرکت میکنند. شاعر به درد و رنج فقیرانی که گرفتار نگهبانان میشوند و همچنین آسیبهایی که از سنگها میبینند، اشاره میکند. این شعر حالتی توصیفی و انتقادی دارد و به نواقص اجتماعی و مشکلات زندگی مردم اشاره میکند.
هوش مصنوعی: میگویند در روستای فین، آب و هوایش عالی و دلپذیر است و همهی افراد به آن علاقهمند هستند.
هوش مصنوعی: از صبح که خورشید از افق سر بیرون میآورد تا شب که دوباره به سوی افق میرود، روز سپری میشود.
هوش مصنوعی: در هر لحظه به سمت چشمه میشتابند، چه زنی که از نور روشناییاش، گرما به دشتها میتابد.
هوش مصنوعی: از ترس شکارچی، آنها شروع به شورش و سر و صدا کردند و در همه جا به هیاهو افتادند.
هوش مصنوعی: فقیر بدبختی که در دام شکارچی گرفتار آید، بیچارهتر کسی است که در میان دام قرار گیرد.
هوش مصنوعی: زیاد آسیبهایی که به انسان وارد میشود، از سنگی است که به سرش میخورد و همچنین محدودیتهایی که بر او تحمیل میشود، از زنجیری ناشی میشود که به گردن او میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.