سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا
گدای بینوایی را که خواهد داد راه آنجا
کشد گر بی گناهان را نمی اندیشد از محشر
که داند نیست خوبان را عقابی زین گناه آنجا
چو سوی صید گه تازد به تیغش حاجتی نبود
که از پا افکند صد صید را از یک نگاه آنجا
به هر منزل که بارد ابر چشم من سرشک غم
نروید تا قیامت جز گل حسرت گیاه آنجا
چو صیدی در حرم جوید پناه ایمن بود اما
به کوی او کشند او را که می جوید پناه آنجا
مکن هرگز تمنای بهشت اندیشه ی دوزخ
اگر مطلب رضای اوست خواه اینجا و خواه آنجا
به کنجی بی مه رویش گرفتم جا که روز و شب
فتد نه پرتوی از مهر و نه عکسی زماه آنجا
چه غم نبود اگر ما را زبان عذر در محشر
که ما را بس امید رحمت او عذر خواه آنجا
ندارم عار در کویش (سحاب) ار چون گدایانم
که آید در نظر یک سان گدا با پادشاه آنجا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف دنیای عشق و طلب و درک روحانی میپردازد. شاعر از سفر به کوی خداوند سخن میگوید و به دنبال راهی برای رسیدن به اوست. در این مسیر، او به تضاد بین گدا و پادشاه اشاره میکند و میگوید که در این دنیا، هیچکس از خوبیهای حقیقی بیخبر نیست. او به درد و رنج عشق و حسرتهای دنیوی اشاره میکند و معتقد است که در جستجوی رضایت خداوند، نباید به بهشت و دوزخ اندیشید. در نهایت، شاعر از عدم تفاوت بین گدایان و پادشاهان در پیشگاه خداوند صحبت میکند و میگوید که هرکس با حقیقت و اخلاص خود، میتواند به او نزدیک شود.
هوش مصنوعی: در جایی که هیچکس مسیر رفت و آمد ندارد، پادشاه به یک گدای بیچاره اجازه میدهد که آنجا را پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر بیگناهان را به قتل برساند، به عواقب آن فکر نمیکند، چون چه کسی میداند که در آن روز محشر خوبان و نیکان چه سرنوشتی خواهند داشت. از این گناه، مانند عقابی که در آنجا حاضر است، نمیتوان فرار کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که شکارچی با شمشیر به سمت صید میرود، نیازی به تلاش زیاد ندارد؛ زیرا با یک نگاه میتواند صدها صید را از پا درآورد.
هوش مصنوعی: هر جا که ابر چشم من ببارد، دیگر غم و اندوه نخواهد رویید و تا همیشه فقط حسرت و یاد آن زندگی باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: مانند صیدی که در حرم به دنبال پناهگاه امن میگردد، او در آنجا احساس امنیت دارد، اما در کوی محبوبش کشانده میشود، جایی که به دنبال پناه است.
هوش مصنوعی: هرگز آرزوی بهشت را نداشته باش اگر خواستهات رضایت اوست، چه در این دنیا و چه در آن دنیا.
هوش مصنوعی: در جایی دور از نور چهره محبوبم پناه گرفتهام که در آنجا نه نوری از خورشید میتابد و نه نشانی از ماه وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر ما در روز محشر نتوانیم عذر خود را بیان کنیم، جای نگرانی نیست، زیرا امید ما به رحمت اوست و او در آنجا از ما دفاع خواهد کرد.
هوش مصنوعی: من از حضور در کوی تو شرمنده نیستم، حتی اگر مثل گدایان به نظر بیایم، زیرا در آنجا گدا و پادشاه هیچ تفاوتی ندارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا
من و بزمی که از خود می رود یاد نگاه آنجا
طلسمی بسته از هر سایه مژگان در اقلیمی
که چون دیوانه با زنجیر می گردد نگاه آنجا
زمین سبزه دشت محبت تازگی دارد
[...]
به اوجکبریاکزپهلوی عجز است راه آنجا
سر موییگراینجا خمشوی بشکنکلاه آنجا
ادبگاه محبت ناز شوخی برنمیدارد
چو شبنم سر به مهر اشک میبالد نگاه آنجا
به یاد محفل نازش سحرخیزست اجزایم
[...]
در آن محفل که آسان ره ندارد پادشاه آنجا
گدایی همچو من مشکل تواند برد راه آنجا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.