از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
زان هر دو عیان حادثهٔ لیل و نهار است
تا روز شمار ار بشمارم عجبی نیست
غمهای شب هجر که بیرون ز شمار است
بر عارض گلگون مگرش دیدهٔ لاله
آن خال سیه دید که داغش به عذار است
اهل هوس آزرده شدند از غمت آری
نا صافی صهبا سبب رنج خمار است
در وصل تو کمتر بود آرام دل آری
بی طاقتی مرغ چمن فصل بهار است
یک بلبل شیداست همین شیفتهٔ گل
شیدای گل روی تو هر گوشه هزار است
تا بخت نصیب که کند زخم خدنگش
ترکی که کنونش بهدل آهنگ شکار است؟
رفتم ز پی تجربه ز آنکو دو سه گامی
دیدم که قرار دل من در چه قرار است
بگذشت جدا ز آن سر کو کار من از کار
تا در سر کوی تو دل من به چه کار است
بگذشت جدا ز آن سر کو کار من از کار
تا در سر کوی تو دل من به چه کار است؟
غیر از در میخانه که ماوای (سحاب) است
از حادثهٔ چرخ کجا جای قرار است؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به غم و اندوه عشق و دلشکستگی اشاره دارد. شاعر از تاریکی و بیقراری روح خود سخن میگوید و به مرور زمان و غمهای ناشی از جدایی اشاره دارد. او به زیبایی و خال محبوبش میپردازد و از شرایط ناخوشایند عاشقانهای که در آن گرفتار است، مینالد. شاعر به ارتباط بین درد و لذت عشق و همچنین بیثباتی احساسات در زمان وصل و جدایی اشاره دارد. او در پایان به جستوجوی آرامش در میخانه و فرار از غمهای زندگی میپردازد و میگوید که هیچجا جز آن محل نمیتواند به او آرامش دهد.
هوش مصنوعی: از موهای تو و چهرهات، روز و شب من پر از تیرگی و ناامیدی است، زیرا هر کدام از آنها نشاندهندهٔ حوادث شب و روز زندگی من هستند.
هوش مصنوعی: اگر روزهایم را بشمارم، تعجبی ندارد که غمهای شب جدایی آنقدر زیاد است که قابل شمارش نیستند.
هوش مصنوعی: بر روی چهرهٔ زیبایش، آیا داغ سیاهی که مانند خال است، مانند خونی است که بر صورتش نشسته و نشاندهندهٔ عشقی است که در دل دارد؟
هوش مصنوعی: افراد دل باخته از غم تو ناراحت شدند، بله، ناعدالتیای که در عشق وجود دارد، باعث رنج و آزار عاشقان شده است.
هوش مصنوعی: در هنگام نزدیکی و وصال تو، آرامش دل کمتر میشود. در واقع، ناآرامی و بیتابی شبیه به وضعیتی است که مرغ باغ در فصل بهار دارد.
هوش مصنوعی: یک بلبل عاشق وجود دارد که به گل بسیار علاقهمند است. این بلبل، زیبایی تو را از آن خود میداند و در هر گوشه، هزاران دلیل برای عاشق بودنش پیدا میکند.
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند تقدیر را رقم بزند در حالی که تیرهایش به هدف شکار نشانه رفتهاند؟
هوش مصنوعی: به خاطر کسب تجربه، قدمی برداشتم و دیدم که آسایش قلب من در چیست و در چه چیزی است.
هوش مصنوعی: میگذرد و دور میشود از آنجا، ولی کار من از آن کارها نیست. دل من که در کنار کوی توست، به چه کاری میآید؟
هوش مصنوعی: گذشت و جدا شد آن زمان که من در آنجا بودم، حالا که از آنجا دور شدهام، دل من در کوی تو چه کاره است؟
هوش مصنوعی: به جز میخانه که مکانی امن و آرامشبخش است، در کجا میتوان به آرامش و سکون دست یافت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هنگام گل و لاله و ایام بهار است
عالم چون رخ خوبان پر نقش و نگار است
نرگس به چمن در صنمی سبز لباس است
سوسن به صف اندر پسری سیمعذار است
خیزید و می آرید که هنگام بهار است
رخسار عروسان چمن همچو نگار است
آن شاخ که بُد عور، کنون مُلحَمپوش است
و آن دشت که بُد ساده، کنون سرّ عذار است
در دامن گلزار، صبا مدخنهسوز است
[...]
ما را هوس صحبت جان پرور یار است
ور نه غرض از باده نه مستی نه خمار است
آتش نفسان قیمت میخانه شناسند
افسرده دلان را به خرابات چه کار است
نی را که نوا از لب یارست به هر حال
[...]
از عکس تنت جیب قبا آینه زار است
پیراهن از اندام تو لبریز بهار است
دایم دم صبح است در اقلیم محبت
آیینه دلان را به شب و روز چه کار است
کرد از ستم آباد شب هجر خلاصم
[...]
اکنون که ز پیریم به عینک سر و کار است
پیوسته دو چشمم به تماشای تو چار است
در دیدهٔ عالی نظران چرخ و کواکب
دودی است که آمیخته با مشت شرار است
در راه تو آنرا که به دریا دل خود داد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.