رقیب یافته در کوی یار بار امشب
چه گونه بار ببندم ز کوی یار امشب؟
نوید کشتنم آن شوخ داده امشب آه
که او نکشت و مرا کشت انتظار امشب
چو شمع سوزم ازین رشک کز اجابت غیر
به محفل تو مرا داده اند بار امشب
شد امشب از برم از جور روزگار آیا
دگر به کام که گردید روزگار امشب؟
جز انتظار چه سودی نه همچو امروزش
گرفتم این که نشستم به رهگذار امشب؟
به شکر اینکه من امروز مردم از غم تو
سزد که آئیم ای شمع بر مزار امشب
وثاق غیر زیک شمع روشن است و بود
هزار شمع مرا ز آه شعله بار امشب
فغان که رفت زشوق وصال او جانی
که داشتیم بتن از پی نثار امشب
کناره کرد (سحاب) آن مه از کنارم و کرد
سرشک حسرتم از دیده در کنار امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در شعری که ذکر شده، شاعر در کنار یار خود با احساساتی پر از عشق و درد دست و پنجه نرم میکند. او به رقیبها و حسادتها اشاره میکند و احساس میکند که با وجود شوق و انتظار برای دیدار یار، در نهایت به تنها ماندن و غم دچار شده است. او همچون شمعی سوخته و غمزده، به وضعیت خود و روزگارش که پر از سختی و فراق است، میاندیشد و در نهایت به یاد یار و لحظات نیکو میافتد. شعر نشاندهنده تضاد میان عشق و درد، و امید و ناامیدی است.
هوش مصنوعی: امشب در کوی محبوبم رقیبی پیدا کردهام. نمیدانم چگونه باید از این کوی بروم و بار خود را جمع کنم.
هوش مصنوعی: امشب به آن دلبر شاداب خبر مرگ مرا دادم، ولی افسوس که او مرا نکشت و این ناامیدی از چشم به راهی، مرا از پای درآورد.
هوش مصنوعی: چون شمعی میسوزم از حسادت به اینکه به غیر از من شخص دیگری در جمع تو مورد توجه قرار گرفته و امشب بار سنگینی بر دوشم است.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر سختیهایی که در زندگی تجربه کردهام، همچنان غمگین و ناراحت هستم. آیا باز هم روزگار بر من سخت خواهد گرفت؟
هوش مصنوعی: جز انتظار چه فایدهای دارد؟ آیا امروز هم مانند روزهای دیگر نشستم و در گذرگاه انتظار میکشم؟
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه امروز از غم تو رهایی یافتم، شایسته است که امشب به یاد تو و بر مزار تو بیایم، ای شمع.
هوش مصنوعی: نمیتوانم به عشق کسی که به من وابسته است، نمیگویم که فقط او برایم نور زندگی است و با اینکه هزاران شمع دیگر دارم، این شب با یاد او شعلهور است.
هوش مصنوعی: آه، چه خوب بود که عشق و وصال او همچنان ادامه داشت، اما حالا روحی که داشتیم به خاطر فداکاری امشب رفته است.
هوش مصنوعی: امشب ماه از کنارم دور شد و اشک حسرت من از چشمانم ریخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شدم به مژده وصلت امیدوار امشب
به عکس هجر توام کرده سوگوار امشب
ز اشک و آه کران تا کران گرفت دلم
به این سپاه کنم با تو کارزار امشب
برای دیدن رویت اگرچه مرد رقیب
[...]
دلم چگونه نپیچید به خود چو مار امشب
فتاده در کف اغیار زلف یار امشب
چرا ز دل نکشم چون هزار نالۀ زار
که خفته نوگل من در کنار خار امشب
برفت آن مه بی مهر از کنار امشب
کنم ز جان و تن و عمر خود کنار امشب
بدین امید که گیرم عنان مرکب او
پیاده رفتم و آن ماهرو سوار امشب
برفت یار و من اندر قفاش رخت حیوة
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.