گنجور

 
سحاب اصفهانی

رقیب یافته در کوی یار بار امشب

چه گونه بار ببندم ز کوی یار امشب؟

نوید کشتنم آن شوخ داده امشب آه

که او نکشت و مرا کشت انتظار امشب

چو شمع سوزم ازین رشک کز اجابت غیر

به محفل تو مرا داده اند بار امشب

شد امشب از برم از جور روزگار آیا

دگر به کام که گردید روزگار امشب؟

جز انتظار چه سودی نه همچو امروزش

گرفتم این که نشستم به رهگذار امشب؟

به شکر اینکه من امروز مردم از غم تو

سزد که آئیم ای شمع بر مزار امشب

وثاق غیر زیک شمع روشن است و بود

هزار شمع مرا ز آه شعله بار امشب

فغان که رفت زشوق وصال او جانی

که داشتیم بتن از پی نثار امشب

کناره کرد (سحاب) آن مه از کنارم و کرد

سرشک حسرتم از دیده در کنار امشب

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
آشفتهٔ شیرازی

شدم به مژده وصلت امیدوار امشب

به عکس هجر توام کرده سوگوار امشب

ز اشک و آه کران تا کران گرفت دلم

به این سپاه کنم با تو کارزار امشب

برای دیدن رویت اگرچه مرد رقیب

[...]

نیر تبریزی

دلم چگونه نپیچید به خود چو مار امشب

فتاده در کف اغیار زلف یار امشب

چرا ز دل نکشم چون هزار نالۀ زار

که خفته نوگل من در کنار خار امشب

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نیر تبریزی
حاجب شیرازی

برفت آن مه بی مهر از کنار امشب

کنم ز جان و تن و عمر خود کنار امشب

بدین امید که گیرم عنان مرکب او

پیاده رفتم و آن ماهرو سوار امشب

برفت یار و من اندر قفاش رخت حیوة

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه