نرسد تیر تو بر پیکر من
هست گوئی به خدنگت پر من
از تو سوزی که بدل بود هنوز
می توان یافت ز خاکستر من
لب شیرین تو دارد ز عتاب
زهر در شربت جان پرور من
ساغرم گه شکند توبه و گاه
توبه ی من شکند ساغر من
گفتمش خاصیت آب حیات
چه دهد؟ گفت که خاک در من
گهر چشم من اشک است و سخن
گهر طبع سخنگستر من
هر گهر را صدفی هست (سحاب)
دیده و دل صدف گوهر من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دردهایی است که از آن ناشی میشود. شاعر به تیر بیرحم عشق اشاره میکند که به عمق وجودش نفوذ کرده و سوزش عاطفی را تجربه میکند. او میگوید که شیرینی لب محبوبش میتواند تلخ باشد و در عین حال، توبهاش گاهی اوقات شکسته میشود. شاعر به خاصیت آب حیات اشاره میکند و میگوید که آنچه درونش است (خاک) باعث رنجش میشود. همچنین، او به اشکها و کلماتش که مانند گوهر در دلش جا دارند، اشاره میکند و در نهایت حس رنج و زیبایی عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: تو به اندازهای در تیراندازی ماهری که احساس میکنم تیرهایت به من نمیرسد، انگار فقط به خاطر پرهای من به سمت من شلیک میکنی.
هوش مصنوعی: از محبت تو آتش در دل دارم و هنوز هم میتوان از خاکستر قلب سوختهام نشانهای یافت.
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو که چون عتابی است، زهر را در نوشیدنی جانپرور من میریزد.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات من به خاطر نوشیدن میشکنم و گاهی هم توبهام تحت تأثیر شراب میشکند.
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که خاصیت آب حیات چیست؟ او پاسخ داد که من از خاک تشکیل شدهام.
هوش مصنوعی: چشم من پر از اشک است و سخن من همچون جواهر، باریک و پرمغز است.
هوش مصنوعی: هر جواهر و گوهری در طبیعت خود را درون یک صدف و یا ظاهری پنهان دارد. من نیز مانند آن گوهر، در دل و احساساتم خواستهها و آرزوهای عمیقی دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بِکُنَش زیب سَر ، ای دلبر من
یاد آبی که گذشت از سر من
گفت سلمی زن خوشمنظر من
شد ملول از من و از محضر من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.