چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم
بگو وصف زلال کوثر آب زندگانی هم
به کویش رفتم و از ضعف نتوانم که باز آمد
توانایی به کار آمد مرا و ناتوانی هم
ز خط گیرم که کم شد کبر و ناز او عبث باشد
که با یارانش افزون شد تغافل سر گرانی هم
نه بنوازد ز مهرم نه کشد از کین نمیدانم
مه بی مهر من نامهربان با مهربانی هم
اگر غمگین نباید بود از غمناکی یاران
نباید داشت از ناشادی ما شادمانی هم
به امید وفای عهد و پیمان جوانانم
تلف شد روزگار پیری و عهد جوانی هم
زمین و آسمان از اشک و آهم در حذر باشند
بلاهای زمینی فتنه های آسمانی هم
پس از کنج قفس گشت گلستانم خوش است اما
اگر گلچین نیابد ره در آن باد خزانی هم
(سحاب) از هجر او مرد و رقیبان از وصال او
حیات جاودان دارند و عیش جاودانی هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و تلخی عشق و زندگی میپردازد. شاعر با توصیف لب نوشین و شراب ارغوانی حس لذت و سرور را به تصویر میکشد. او از ضعف خود در بازگشت به عشق میگوید و به تنهایی و ناتوانی اشاره میکند. شاعر همچنین به بیتفاوتی محبوب نسبت به خود و کمبود مهر در روابط اشاره دارد. او تأکید میکند که هرچند باید از غم یاران غمگین نباشیم، نمیتوان از ناشادی نیز شاد بود. در نهایت، شاعر با حسرت به دوره جوانی و پیری اشاره میکند و سرنوشت خود را در پیوند با عشق و هجر بیان میکند، که نشاندهندهی زندگی و مرگ عشق است.
هوش مصنوعی: وقتی آن لبان خوش رنگ و دلنشین وجود دارد، پس از آن بگو که توصیف آب زلال و شیرین بهشتی، یعنی آب زندگی نیز چه خواهد بود.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و دلبستگی به او، به دیار او رفتم و از آنجا که در حال ضعف بودم، نتوانستم به خانهام برگردم. اما در این مسیر، نیرویی درونم بیدار شد و کسانی که ناتوانی را در من میدیدند، دوباره شروع به قوت گرفتن کردند.
هوش مصنوعی: از نوشتهی او میفهمم که این arrogance و غرور و نازش کاسته شده است. بیجهت است که او با دوستانش در عین ظاهر سازی و بیتوجهی به زندگی سنگینتر از قبل شده است.
هوش مصنوعی: نه به خاطر محبت من را نوازش میکند و نه از روی کینه نسبت به من رفتار میکند. نمیدانم چرا این محبوب بیمهر من، حتی با محبت نیز باز هم بیرحم است.
هوش مصنوعی: اگر غمگین هستی، نبايد به خاطر غم ياران ناراحت باشی. در واقع، شادی ما به غم دیگران نباید وابسته باشد.
هوش مصنوعی: به دنبال وفای جوانی و پیمانهایش، روزهای پیری من به تباهی گذشت و زمان جوانی و عهدهایی که داشتم، به هدر رفت.
هوش مصنوعی: در اینجا روی این موضوع تاکید شده که اگر من غم و اندوهی داشته باشم، زمین و آسمان باید از آن دوری کنند؛ زیرا مشکلات و دردهای دنیوی میتوانند موجب ایجاد آشفتگی و بلایای بزرگتری در عالم بالا شوند. در واقع، این عبارت به ارتباط میان مشکلات دنیوی و اثرات آن بر مسائل کلانتر اشاره دارد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه از محدودیتها و سختیها خارج شدم و به فضایی آزاد رسیدم، زندگیام زیباست. اما اگر کسی نتواند از زیباییها بهرهبرداری کند، حتی در این محیط هم مشکلاتی وجود خواهد داشت.
هوش مصنوعی: ابر از دوری معشوق میمیرد و رقبای او از وصالش عمر جاودانی و لذتی دائمی دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به چشم کم مبین بر آن من در خستهجانی هم
فلک را میتوانم زد به هم در ناتوانی هم
به من بی آنکه گردد همنشین برگشته مژگانش
به این دیر آشنایی مینماید سرگرانی هم
تلاش وصل اگر افکنده باشد بر پر عنقا
[...]
عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
که دارم درد پنهانی به دل داغ نهانی هم
به خونم کش که مرگ و شربت مرگ از تو عاشق را
ز عمر جاودانی به ز آب زندگانی هم
توانی کشت در یک لحظه چون من صد اگر خواهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.