به چشم کم مبین بر آن من در خستهجانی هم
فلک را میتوانم زد به هم در ناتوانی هم
به من بی آنکه گردد همنشین برگشته مژگانش
به این دیر آشنایی مینماید سرگرانی هم
تلاش وصل اگر افکنده باشد بر پر عنقا
دلی خوش میتوان کرد از نشان بینشانی هم
جواب نامهام را ای خداناترس با قاصد
نمیگویی گر از دل، میتوان گفتن زبانی هم
شدم رنجور و خونین دل ندانم عاقبت با من
چه خواهد کرد اشک سرخ و رنگ زعفرانی هم
شدم قصاب چون تسلیم پیش یار دانستم
که میبوده است خواب راحتی در زندگانی هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیدهی شاعر است. او از رنج و درد خود در عشق صحبت میکند و به تضاد بین تواناییهای خود و ناتوانیهایش اشاره میکند. شاعر به تأثیرات عشق بر روح و جسم خود پرداخته و بیان میکند که حتی در سختیها و غمها، هنوز به جستجوی خوشبختی و آرامش ادامه میدهد. او به جدایی و ناکامی در ارتباطات نیز اشاره دارد و از قاصدی که پیامش را به معشوق برساند، میخواهد که حقیقت احساساتش را منتقل کند. در نهایت، شاعر به تسلیم در برابر عشق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره میکند و به نوعی از دستیابی به راحتی و آرامش در خواب و رویاها یاد میکند.
هوش مصنوعی: به چشمان کماعتمادت به من توجه نکن، زیرا حتی در حالتی که خستهام و ناتوان به نظر میآیم، قادر به ایجاد تغییرات بزرگ هستم.
هوش مصنوعی: به من، بدون اینکه دوست و همصحبتی داشته باشم، بازگشت و چشمانش، در این مکان آشنا، نشانهای از بیخودی و غمگینی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر آرزوی وصال باعث شده باشد که دل به عواطف خوش بپیوندد، حتی از بینشان بودن هم میتوان به خوشحالی رسید.
هوش مصنوعی: اگر تو به خدایی که از او ترسانی، با فرستادهام پاسخ نمیدهی، میتوانی از عمق قلبت بگویی که نیازی به زبان نیست.
هوش مصنوعی: حالت نامساعد و دلتنگیام باعث شده که ندانم سرنوشتم چه خواهد شد. اشکهایم هم به شدت غمگین و تیره هستند، مثل رنگ زعفران.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و تسلیم بودن در برابر محبوبم، مثل قصابی شدم که میدانم چقدر زندگی با او برایم آرامشبخش و راحت است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
که دارم درد پنهانی به دل داغ نهانی هم
به خونم کش که مرگ و شربت مرگ از تو عاشق را
ز عمر جاودانی به ز آب زندگانی هم
توانی کشت در یک لحظه چون من صد اگر خواهی
[...]
چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم
بگو وصف زلال کوثر آب زندگانی هم
به کویش رفتم و از ضعف نتوانم که باز آمد
توانایی به کار آمد مرا و ناتوانی هم
ز خط گیرم که کم شد کبر و ناز او عبث باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.