هر که دید آن گل عارض مژهٔ خونبارش
گلستانیست که گل میدمد از هر خارش
قیمت یگ نگهش را به دو عالم بستند
آه از آنان که شکستند چنین بازارش
ترسم این خواب گرانی که بود بخت مرا
عاقبت ناله ی من هم نکند بیدارش
آب و رنگش ز سرشک غم و خون جگر است
هر گل فصل که سر میزند از گلزارش
وه که هر دم طمع عقده گشایی دارد
دل از آن زلف که صد عقده بود در کارش
از شرف بر سر خورشید بود سایه فکن
بر سر هر که بود سایه ای از دیوارش
بوی جان میدهد آن زلف مگر سوده (سحاب)
به غبار در دارای فلک دربارش
جم نشان فتحعلی شه که به حکمش گردون
اختران فلک از ثابت و از سیارش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت یک محبوب میپردازد که با چشمانش مانند گلی خونبار در دل هر بینندهای تأثیر میگذارد. او اشاره میکند که قیمت یک نگاه از محبوبش به اندازه دو عالم است و از افرادی که این زیبایی را نادیده گرفتهاند شکایت میکند. شاعر نگران است که ممکن است خواب خوبی که به او رسیده، حقیقتی نباشد و در نهایت او را بیدار نکند. او به توصیف زیباییهای محبوبش، از جمله زلفهایش که به پیچیدگی و ظرافت تشبیه میکند، میپردازد و در نهایت به جلال و مقام پادشاهی اشاره میکند که به سبب قدرتش، ستارگان آسمان را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که آن گل زیبا و چشمنواز با مژههای خونین را ببیند، در حقیقت به باغی مینگرد که از هر خار آن، گلهایی میروید و میشکفد.
هوش مصنوعی: قیمت نگاه کردن به او را به دو جهان وابسته کردند. وای بر افرادی که چنین بازار باارزشی را نابود کردند.
هوش مصنوعی: میترسم که این خواب گرانقدری که به من داده شده است، در نهایت باعث شود که نالههای من هم باعث بیدار شدن بخت من نشود.
هوش مصنوعی: هر گلی که در بهار میشکفد، نماد غم و خون دل است؛ چرا که آب و رنگ آن متاثر از درد و رنجی عمیق است.
هوش مصنوعی: دل هر لحظه آرزو دارد که از آن زلف، که پر از گرهها و مشکلات است، راهی برای گشایش و رهایی پیدا کند.
هوش مصنوعی: سایهای که بر بالای خورشید قرار دارد، بر سر هر کسی که در زیر آن سایه است، سایهای از دیوارش نیز میافتد.
هوش مصنوعی: رایحهای که از آن مو به مشام میرسد، انگار به علت بارانی است که بر خاکی نرم و غبار آلود در آسمان پادشاهی نشسته است.
هوش مصنوعی: جم نشانی از پیروزی فتحعلی شاه است که به فرمان او، اختران آسمان هم از نظر ثابت و هم متحرک به ترتیب و نظم آمدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرو را پای بگل می رود از رفتارش
واب شیرین ز عقیق لب شکربارش
راهب دیر که خورشید پرستش خوانند
نیست جز حلقه ی گیسوی بتم زنارش
هرکرا عقل درین راه مربّی باشد
[...]
گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش
جان نو داد بمن صورت معنی دارش
بنگر آن دایره روی و برو نقطه خال
دست تقدیر بصد لطف زده پرگارش
بوستانیست که قدر شکر و گل بشکست
[...]
فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش
گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند
خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش
جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
[...]
خواجه مستست، ببین در سر و در دستارش
لطف فرما و زمانی ز کرم باز آرش
بر سر کوی تو هر کس که رسد مست شود
گویی از باده سرشتند در و دیوارش
پیش رویت ز خجالت ننماید خورشید
[...]
گردش جام که زد صنع ازل پرگارش
سرنپیچد ز خط این دایره زنگارش
سر ما و در میخانه ای که از رفعت قدر
سایه بر بام فلک می فکند دیوارش
نیست وجه من مخمور جز این دلق کهن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.