جز اینکه میل جفا و سر ستم دارد
دگر نگار من از دلبری چه کم دارد
پی فریب دل دیگران عجب نبود
دلا اگر دو سه روزیت محترم دارد
بخاص و عام رسد فیض این بسی تفضیل
سفال میکده ی ما به جام جم دارد
زرشک صید دلم تا فتاده در دامت
چه داغها که بدل آهوی حرم دارد
هر آن که دید رخش دادجان، بکشتن خلق
به سست عهدیم او از چه متهم دارد
اگر نخواهد با من کسی نبندد عهد
به سست عهدیم او از چه متهم دارد
دگر زشرم تو گیتی نیاورد به وجود
هر آن شمایل موزون که در عدم دارد
دم دگر بنشین بر سرش که وصل تو را
(سحاب) تا نفسی هست مغتنم دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نشاندهندهٔ احساساتی عمیق و تضادهایی در روابط انسانی و عشق است. شاعر به جفا و ستم اشاره میکند و میگوید که دلخوشیهایش از دلبری کم ندارد. او به وفای دل دیگران نیز اشاره میکند و تأکید میکند که در این دنیا، هر کسی تجربهٔ عشق و فریب را دارد. شاعر از زیباییها و لذتهای زندگی، مانند میکده و لذتهایش، سخن میگوید و همچنین داغهای دل را یادآور میشود. او به دلباختگان اشاره میکند که هر چه زیبا و موزون در دنیا وجود دارد، مدیون شرم و نجابت خاصی است. در نهایت، شاعر به وصل و لحظات ناب بودن اشاره میکند و به اهمیت بهرهبردن از هر لحظهٔ زندگی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: جز اینکه محبوبم تمایل به ستمگری و آزردن دارد، دیگر هیچ کم و کسری از زیبایی و محبت ندارد.
هوش مصنوعی: عجبی نیست که برای فریب دل دیگران تلاش کنی، اگر تنها چند روز توجه و احترام داشته باشی.
هوش مصنوعی: فیض و رحمت ما به همه افراد میرسد و این موضوع ارزشمند است. خاک میکده ما از جهات مختلف به جام جم برتری دارد.
هوش مصنوعی: زرشک که دل من را گرفتار کرده است، چقدر درد و غمهایی که به قلب مثل آهوی حرم رسیده، دچار کرده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی و محبت را در چهرهاش ببیند، دیگران را به خاطر کمپایداری و عدم وفای به عهد خود سرزنش میکند. او نمیداند که خود نیز دلیلی برای این سرزنش دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی نخواهد با من پیمانی ببندد، نباید به سستی پیمان من ایراد بگیرد.
هوش مصنوعی: این جهان به خاطر شرم تو هیچ چیزی شبیه به زیباییهایی که در عدم وجود دارند، به وجود نیاورده است.
هوش مصنوعی: زمانی دیگر بر این موضوع خوب تأمل کن که وصال تو برای او مانند بارانی است که تا زمانی که نفسش هست، ارزشمند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم زدرد تو خون شدترا چه غم دارد
نه عشق تو چو منی در زمانه کم دارد
مرا بعشوه ازین بیش در جوال مکن
که دل چو وعده تو پای در عدم دارد
ز روی خوب تو دانی که بر تواند خورد؟
[...]
هنر بباید و رادی و مردمی و خرد
بزرگزاده نه آنست کو درم دارد
ز مال و جاه ندارد تمتعی هرگز
کسیکه بازوی ظلم و سر ستم دارد
خوشا کسیکه ازو بد بهیچکس نرسد
[...]
مرا ز خاک ره آن مه همیشه کم دارد
بدین مشابه گدا را که محترم دارد
ز کیمیای حبانم نشان ده ای ره بین
که چشمم آرزوی خاک آن قدم دارد
بیاد روی تو جامی که داردم ساقی
[...]
دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد؟
به خَطُّ و خالِ گدایان مده خزینهٔ دل
به دستِ شاهوَشی دِه که محترم دارد
نه هر درخت تحمّل کند جفایِ خزان
[...]
خدنگ غمزه و ابرو کمان به هم دارد
اگر کشد من بیچاره را چه غم دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.