چون من هر کس که از جان سیر باشد
به زودی گر بمیرد دیر باشد
چه کوشم در خلاص دل همان به
که این دیوانه در زنجیر باشد
اگر مبهم بماند آیه ی نور
مه روی تواش تفسیر باشد
سیه تر کرد روزم تا بدانم
اثر در ناله ی شب گیر باشد
قدح سهل است خوش باشد ز دستش
اگر خنجر و گر شمشیر باشد
جوانی دیده ام کز هر که بینی
برد دل گر جوان ور پیر باشد
به عالم عاشقی چون من نیابی
اگر عشق تو عالم گیر باشد
نه چندان یافت ملک دل خرابی
که دیگر قابل تعمیر باشد
بجز وصلش (سحابا) هر مرادی
شود حاصل اگر تقدیر باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف و احساسات عمیق عاشقانه میپردازد. شاعر بیان میکند که کسی که از زندگی خسته شده، اگر بمیرد، مرگش دیر به نظر میرسد. او به دنبال رهایی دل خود است و به رنجهای عاشقانهی خویش اشاره میکند. شاعر میگوید که اگر نور عشق مبهم بماند، زیباییهای آن قابل تفسیر نخواهد بود. او در نالههای شب، رنجهای روز را میبیند و تأثیر آن را حس میکند.
در شعر به زیبایی و سادگی عشق اشاره میشود و نشان داده میشود که جوانی میتواند دل هر دو گروه (جوان و پیر) را ببرد. شاعر میگوید که در عشق واقعی، فردی مانند او را نمیتوان یافت و اگر عشق به وجود بیاید، دیگر مشکلات و خرابیهای دل قابل تعمیر نخواهند بود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که بدون وصل محبوب، هر آرزویی ممکن است به حقیقت بپیوندد، اگر تقدیر بر آن حکم کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از زندگی خسته شده باشد، اگر زود بمیرد، در واقع خیلی دیر کرده است.
هوش مصنوعی: تلاش من در این است که دل را آزاد کنم، اما بهتر است که این دیوانه در زنجیر بماند.
هوش مصنوعی: اگر نور چهرهی تو برای دیگران گنگ و نامفهوم بماند، در واقع، خود این نامفهومی به نوعی تفسیر زیبایی و جذابیت تو به شمار میآید.
هوش مصنوعی: شب، روزم را تیرهتر کرد تا بتوانم تأثیر آن را در نالههای شب حس کنم.
هوش مصنوعی: اگرچه نوشیدنی در دست او ساده و راحت است، اما خوشایند است، حتی اگر در دستش خنجر یا شمشیر باشد.
هوش مصنوعی: جوانی را دیدهام که دل هر کسی را که ببیند، میبرد، چه جوان باشد و چه پیر.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، کسی مانند من را نخواهی یافت اگر عشق تو همهگیر و فراگیر باشد.
هوش مصنوعی: دل آدمی به قدری خراب و ویران شده است که دیگر نمیتوان آن را ترمیم کرد.
هوش مصنوعی: جز به وصال او، هر آرزویی به تحقق نمیرسد، مگر اینکه تقدیر اینچنین باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بداند هر که باتدبیر باشد
که تنهاخوار تنهامیر باشد
نه هر کس پیر خوانی پیر باشد
در این ره مر ترا دستگیر باشد
به هر حکمی که در تقدیر باشد
بدان رأی تو را تدبیر باشد
چو رایت برکشی در روز هیجا
تعالی الله چه دار و گیر باشد
به جانداری تو گردون کمر بست
[...]
گرش دردی نه دامنگیر باشد
کلامش را کی این تأثیر باشد
اگر صلحی کنند تدبیر باشد
که این هم خدعه و تزویر باشد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.