مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
واندر آن پرده ز مردم بملا پرده درند
دهنت هیچ و از آن هیچ بعشاق چنان
کار تنک است که از هستی خود بیخبرند
رسته گرد لب شیرین تو خط مشگین
یا که موران سیه جمع بدور شکرند
رنج خود کم کن و عشاقت از این بیش مکش
زانکه این طایفه را هر چه کشی بیشترند
وادی عشق تو را بی سر و پا باید رفت
زین سبب جملهٔ عشاق تو بی پا و سرند
چون بخوبان نشوم رام که از گندم خال
این بهشتی پسران راه زنان پدرند
همه چشمی نبود در خور آنروی صغیر
قابل دیدن رخسار وی اهل نظرند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف محبوب خود میپردازد و بیان میکند که مردم به زیبایی و عطر او توجه دارند، اما در عین حال از درد و رنج عشق نیز سخن میگوید. او اشاره میکند که عاشقان باید از وجود خود بیخبر باشند و عشق را بهطور کامل تجربه کنند. شاعر همچنین اشاره میکند که زیبایی معشوق آنچنان است که هیچ چشمی نمیتواند به خوبی آن را ببیند. در نهایت، او توصیه میکند که رنج خود را کم کنند و از عشق بیشتری بپرهیزند، زیرا عاشقان با تحمل درد و رنج بیشتر، تنها در عشق خود غرق میشوند.
هوش مصنوعی: مردم به زیبایی چشمان تو مینازند، چونکه تو را در پس پرده میبینند و در این پرده، از مردم در میگذری.
هوش مصنوعی: دهانت چیزی نمیگوید و از آن هیچ، برای عاشقان کار طاقتفرسا و سختی است که از وجود خود بیخبرند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با دیدن لبهای شیرین تو، نقش و نگاری زیبا به وجود آمده است، یا اینکه سیاهپوستانی که دور شکر جمع شدهاند، جلوهای از نیکی و زیبایی را به تصویر میکشند.
هوش مصنوعی: رنج و درد خود را کمتر کن و عشق و محبتت را بیشتر نکن، زیرا این گروه انسانها هرچه بیشتر به آنها سختی بکشی، بیشتر افزایش مییابند.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وادی عشق تو، باید بیسر و پا قدم برداشت. به همین دلیل همهٔ عاشقان تو، بیپایی و بیسری هستند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم خود را به خوبی افرادی که میشناسم وفق دهم، چه تفاوتی دارد؟ همچنان که در زندگی، انسانها بر مبنای ظاهر و ویژگیهای خود مورد قضاوت قرار میگیرند. این مساله نشاندهنده این است که در جامعه، چهره و کیفیت ظاهری اهمیت زیادی دارد.
هوش مصنوعی: هیچ چشمی شایسته دیدن چهره زیبای آن دختر کوچک نیست، فقط اهل بصیرت و بینش قادر به مشاهده زیباییهای او هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این رقیبان که بر این گنبد پیروزه درند
گرچه زیرند گهی جمله، همیشه زبرند
گر رقیبان به بصر تیز بوند از بر ما
این رقیبان سماوی همه یکسر بصرند
نامشان زی تو ستاره است ولیکن سوی من
[...]
بچگان ما مانندهٔ شمس و قمرند
زانکه همصورت و همسیرت هر دو پدرند
تابناکند ازیرا که دو علوی گهرند
بچگان آن بنسبتر که ازین باب گرند
ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
پیش کاین تاج مه از تارک شب برگیرند
شاهدان شمع ز کاشانه برون اندازند
قدسیان مشعله هفت فلک درگیرند
نیکوان پرده بر انداخته در رقص آیند
[...]
آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند
و آمد آن روز که مرغان همه جز گل نچرند
دلبران بوسه به عشاق دراین فصل دهند
بیدلان پرده اندیشه در این فصل درند
گل و لاله چو رخ و عراض معشوق شدند
[...]
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.