کرده بپا قامت نشسته قیامت
تا چه کند در قیامت آن قدر و قامت
خیز و برافراز قامت ای بت چالاک
بین ز قیامت شود چگونه قیامت
بر دهن او مگر بحرف و تبسم
ره نبرد هیچکس بهیچ علامت
دل زد و عالم سفر نمود و بکویت
بیخبر از خود فکند رحل اقامت
توبه چه باک ار شکست و وسوسه شد کم
عمر خم افزون سر پیاله سلامت
لب چه غم ارتر نکرد ز آب خرابات
زاهد خشکی که خورده نان لئامت
از لب جان پرور تو زنده شدش دل
عیسی مریم که داد، دادکرامت
بر در رندان صفی بفقر و فنا رو
زانکه در آن حلقه نیست جای فخامت
خرقه بسوزان که میفروش نگیرد
بر گرو نیم جرعه دلق امامت
شیخ عبث میکند نصیحت رندان
او به ریا درخور است و ما به ملامت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، با زبانی نمادین و استعاری، به مسأله قیامت و زندگی معنوی اشاره میکند. شاعر از قامت و زیبایی بت چالاک صحبت میکند و قیامت را به عنوان حالتی از شور و شوق توصیف میکند. او بر این باور است که در قیامت، هیچکس نمیتواند با نشانهها و نشانهگذاریها راهی بیابد؛ بلکه دلها باید به عشق و معرفت متصل شوند.
شاعر به زهد خشک و نفاقهای بعضی از فقرای زمانه انتقاد کرده و تشویق میکند که از تجلیات عشق الهی بهرهمند شویم. در این مسیر، اعمال و نصیحتهای ریاکارانه انسانی را بیفایده میداند و به پیروی از حقیقت و دلسوزی واقعی فرا میخواند. به طور کلی، شعر به نوعی جدال بین معنویت حقیقی و ظاهرسازیهای دینی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی قامت و ایستادن تو این قدر زیبا و با شکوه است، قیامت چگونه خود را نشان خواهد داد و چه تأثیری در این زیبایی خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: بلند شو و قامت خود را راست کن، ای معشوق چابک، ببین که قیامت چگونه خواهد شد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند با کلام و لبخند او را تحت تأثیر قرار دهد و نشانهای از او بگیرد.
هوش مصنوعی: دل به عشق تو رفت و زندگیام را ترک کرد، بیآنکه از حال خود آگاه باشم، در سرزمین تو ساکن شد.
هوش مصنوعی: اگر توبهای شکست و وسوسهای پیش آمد، چه اهمیتی دارد؟ عمر کوتاه است و لذت نوشیدن از پیاله سلامت بیشتر است.
هوش مصنوعی: لب که از آب خرابات دلتنگ نیست، اما زاهد با غذای ناپاک خود، دچار خشکی و بیروحی شده است.
هوش مصنوعی: از لب ملایم و دلنشین تو، دل مریم را زنده کرد و این قدرت و کرامت را به او بخشید.
هوش مصنوعی: به سمت رندان (افراد با تجربه و آزاداندیش) برو و به فقر و فنا (زوال و نابودی) اعتراف کن، زیرا در آن جمع، جایی برای خودبزرگنمایی و فخر فروشی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خرقه را بسوزان، زیرا میفروش به خاطر هیچ چیز، حتی یک جرعه از کرامت رهبری را قبول نمیکند.
هوش مصنوعی: شیخ به طور بیهوده نصیحت میکند، چون رندان از او ریاکاری میبینند و ما نیز به ملامت و سرزنش دیگران عادت کردهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه صیام آمد این ملک به سلامت
فرخ و فرخنده باد ماه صیامت
آمد ماه بزرگوار گرامی
و آسود از تلخ باده زرین جامت
نزد خداوند عرش بادا مقبول
[...]
این که تو داری قیامتست نه قامت
وین نه تبسم که معجزست و کرامت
هر که تماشای روی چون قمرت کرد
سینه سپر کرد پیش تیر ملامت
هر شب و روزی که بی تو میرود از عمر
[...]
هر که ببیند تو را بدین قد و قامت
باز نیاید به هوش تا به قیامت
جان و دل و دانش و خرد به تو دادیم
در حق ما بوسه ای نرفت کرامت
تا تو در آیی به باغ اگرچه ادب نیست
[...]
ای بگه جلوه قامت تو قیامت
آن قد رعنا قیامت است نه قامت
گاه خرامت هزار جان بدر از تن
گر برود گو برو تو باش سلامت
بی تو دمی گر زنم مردن ازان به
[...]
گر تو اقامت کنی به آن قد و قامت
روز قیامت عیان کنی ز کرامت
چون روم از کوی تو به پند و نصیحت
من که وطن کردهام به کوی ملامت
دامن وصلت ز دست بیهده دادیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.