گنجور

 
صفی علیشاه

غرقیم در محیط غم ای کشتی نجات

ما را بکش ز ورطه حیرت بساحلات

از جرم اوفتاده نپرسد که مدد

آنکس که قادر است بتبدیل سیئآت

افعال بد زماست تو دانی و ما و لیک

مقدر ما نبود فرار از مقدرات

ما را بگیر دست که هرگز نداده

در مانده را نجات بشرط محسنات

افتادگان ورطه نقص و نوائبیم

ای دست ما و دامن عفوت بنائبات

هر کس بمامنی ز حوادث برد پناه

مائیم و آستان امانت ز حادثات

روزی که مشکلی و گشاینده نبود

بودی و بود دست تو حلال مشکلات

چشم امید بر کرم حیدر است و بس

آندم که راه چاره شود تنگ ز جهات

افکن بمرحمت نظر ایشاه ذوالکرم

بر بنده که بر تو گریز ز سانحات

دستی کز افتقار برؤیت شود دراز

بروی بده ز خرمن اقبال خود زکات

آن جرمها که تفرقه آورد در خیال

بر ما یکی ببخش تویا جامع‌الشتات

از ما شکستگی است روا ورنه بر فقیر

باشد عنایت تو ز توضیح واضحات

گر مجرمیم بنده شاه ولایتیم

بر ما ببخش ای بعطای تو مسئلات

آنجا که لطف شامل طبع کریم تست

بر مخطی و مصیبت ز رحمت رسد برات

کی بودمان زبود و زنا بود مان خبر

ما بنده ذلیل و تو سلطان ذو صفات

از اهتمام تست کمالات نفس و عقل

ای عقل در صفات و کمال تو محو و مات

روزی که موج خیز شود بحر باز خواست

و ز خوب ریزد آب ز رخسار کائنات

آب مرا مریز به آنان که تشنه لب

دادند جان براه تو در پهلوی فرات

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سوزنی سمرقندی

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو بخیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی بخیر و سعادت برات تو

چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات

در دیده مروت و اندر تن خرد

[...]

قوامی رازی

جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات

معبود مملکت ملک کون و کاینات

ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم

حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات

بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم

[...]

ادیب صابر

هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات

کوته نشد ز دامن کس دست حادثات

بر زایران نگشت گشاده در عطا

بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات

بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک

[...]

حکیم نزاری

یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات

ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات

خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا

یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات

خواهد که احتراز کند از بلا خرد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
ابن یمین

ای دیده در شناختن حال کاینات

باید که باشدت نظری از سر انات

بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان

نه از سر تهتک رأی از ره ثبات

زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه