گنجور

 
صفی علیشاه

جهل بر هم کتاب عقل و دفترای طولانی

که نفزایند از آنها جز که برخامی و نادانی

دلیل فلسفی نامد بکار اثبات واجب را

که ذاتش برتر است از وهم و تخییلات امکانی

نداند عقل کنه آنچه مشهود است اندر حس

چه جای عیب لم یدرک که در ذاتست وحدانی

قدیم لا زمان آید نه در اندیشه حادث

که در جزو زمانی شد عیان از غیب اعیانی

خرد را دانی از مخلوق اول کی رسد هرگز

بکنه هستئی کو عالی است از اول و ثانی

فرو بردیم سر چندانکه در دیوان حکمتها

نبد جز مشت اوراقی بود هر چند برهانی

ز اخبار و اصولت حجت از ظن است ور قطعی

چه شد حاصل ترا جز ریب تاریکی و حیرانی

بکار زاهد و صوفی مباش از شرع و فقر ایمن

نه در خشکی بود فضلی نه در آلوده دامانی

تصوف سیر منزلهای نفس است ارنه غافل

که درهر منزلی تا جمع حق گردد ز خود فانی

در این صوفی و شأن جنگ یهودان بود و عشق نان

نه هیچ از ائتلاف نفس و هیچ از سیر نفسانی

اگر صوفی روش خواهی بشهر روح جو سامان

که بینی در گهی را ماجا اشیاء روحانی

سمی حضرت سجاد حاجی میرزا کوچک

کز آن هیکل هویدا شد تمام آن ذات فردانی

بسی گویند انسانرا فضلیت چیست بر اشیاء

گر او را دیده باشی واقفی از فضل انسانی

ابا کرد آسمان حمل امانت را ونک بیند

که مشت استخوانی حمل آن سازد بآسانی

بسی شیطان بود نادم ز ترک سجده آدم

که دید آنروز خاک و بیند اینک نور یزدانی

مسمی را زاسم ار چند نشناسند لیک او را

تو از رحمتعلیشاهی نیوشی‌ وصف سبحانی

ولی کآئینه روی حق آمد چون صفی الحق

بر او بگشوده گشت ابواب رحمت‌های رحمانی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی

به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی؟

قطران تبریزی

ایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانی

به رنج تن شدم خرسند اگر دل را نرنجانی

شود بی جان تنم یکسر چو تو لختی بیازاری

تن از آزار جان پیچد تنم را زین قبل جانی؟

اگر چه جانی از انسی همیشه بر حذر باشد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
امیر معزی

نگارا ماه‌ گردونی سوارا سرو بستانی

دل از دست خردمندان به ماه و سرو بستانی

اگر گردون بود مرکب به طلعت ماه‌ گردونی

وگر بستان بود مجلس به قامت سرو بستانی

به آن زلفین شورانگیز مشک‌ اندوده زنجیری

[...]

سنایی

مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی

ازین آیین بی‌دینان پشیمانی پشیمانی

مسلمانی کنون اسمیست بر عرفی و عاداتی

دریغا کو مسلمانی دریغا کو مسلمانی

فرو شد آفتاب دین برآمد روز بی‌دینان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
وطواط

زهی جاهت فریدونی ، زهی ملکت سلیمانی

به عون تو مسلم شد ز هر آفت مسلمانی

غلط گفتم ، خطا کردم، کجا آید به چشم اندر

تو را جاه فریدونی، تو را ملک سلیمانی؟

نجوید دهر جز از رسم تو آثار فرخنده

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه