کاندیشهناکم از غم بییاری شما
در تابم از خیال گرفتاری شما
دادم تنی به مرگ و نهادم دلی به صبر
هرچند دل خورم ز جگرخواری شما
ناچار خاطر همه آزردم ارنه من
هرگز رضا نیاَم به دلآزاری شما
عباسم از جهان شد و با آه و اشک ماند
سقایی بنات و علمداری شما
قطع نظر کنید ز من هم که بعد از این
با نیزه است نوبت سرداری شما
زیبد گلی ز خون گلو روی زرد من
تا کاهی از عطش رخ گلناری شما
کمتر کنید سینه و کمتر به سر زنید
کاین لحظه نیست وقت عزاداری شما
آبی بر آتشم نتوانید زد ز اشک
افزود تابش دلم از زاری شما
این بود سود گریه که اعدای رحمسوز
خونخوارتر شدند ز خونباری شما
اطفال بیپدر همه را مادری کنید
تا شادمان زیَند به غمخواری شما
در حق این مریض پریشان مستمند
جمع است خاطرم به پرستاری شما
کم نیست اگر به ذل اسیری کنید صبر
از عزت شهادت ما خواری شما
در کارها خداست وکیل و کفیل من
کافی است حفظ او به نگهداری شما
هم خشم او کند طلب خون ما ز خصم
هم نصر او رسد به مددکاری شما
پس پیش راند و رو به سپاه ستم نهاد
صد داغ تازه بردل اهل حرم نهاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان غم و اندوه شاعر از فقدان یار و مشکلاتی که به واسطهی جدایی از او تحمل میکند، میپردازد. شاعر از احساس درماندگی و بیکسی سخن میگوید که در دل خود دارد و به صبر و تحمل در برابر سختیها اشاره میکند. او همچنین به عزاداری و نیاز به حمایت از دیگران، به ویژه کودکان بیسرپرست، تأکید میکند. در نهایت، شاعر به خداوند اعتماد دارد و میداند که او بهترین حامی است و در برابر ستم و ظلم، مدد و یاری او را میطلبد. شعر در کل حس عمیق اندوه و امید به یاری الهی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: افکار و اندیشههای من پر از غم دوری و بیحالی شماست، و از تصور مشکلات شما به شدت دچار عذاب و ناراحتی میشوم.
هوش مصنوعی: من خود را به مرگ سپردم و دلی صبور دارم، هرچند از دلخوری شما به شدت دردم.
هوش مصنوعی: برای اینکه ناچار شدم همه را ناراحت کنم، چون من هرگز رضایت ندارم که به شما آسیب برسانم.
هوش مصنوعی: عباس از دنیا رفت و با غم و گریه یادگار شما را به جا گذاشت. او که مسؤولیت آبرسانی به دختران را برعهده داشت و علمداری شما را بر عهده داشت.
هوش مصنوعی: لطفاً از من غافل شوید، زیرا از این پس نوبت رهبری شماست و من دیگر نقشی ندارم.
هوش مصنوعی: زیباست گلی که از خون من به دست آمده و رنگ چهرهام زرد شده است، تا اینکه فقط کمی از تشنگیام برای دیدن شما باقی مانده.
هوش مصنوعی: سینهزنی و عزاداری را کمتر کنید، زیرا این لحظه زمان مناسب برای سوگواری شما نیست.
هوش مصنوعی: هرگز نتوانید بر آتش من آب بریزید، زیرا اشکهای من فقط باعث میشود که دلم از درد و اندوه شما بیشتر بسوزد.
هوش مصنوعی: نتیجهی گریه و اندوه این شد که دشمنان با کینه و خشونت بیشتری نسبت به شما اقدام کردند و به جای ترحم، به خونریزی بیشتری روی آوردند.
هوش مصنوعی: کودکان یتیم را مانند فرزندان خود بپندارید و از آنها مراقبت کنید تا آنها نیز از محبت و توجه شما شاد و خوشحال باشند.
هوش مصنوعی: این بیمار رنجور و دردمند نیاز به توجه و مراقبت شما دارد که ذهنم دائماً به شما معطوف است.
هوش مصنوعی: اگر در برابر مشقت و ذلت اسیری صبر کنید، باز هم از افتخاری که در شهادت داریم، بهتر است. این نشان میدهد که ما در عزت و شرافت خود ثابتقدم هستیم و شما به ذلت خود ادامه میدهید.
هوش مصنوعی: در کارها، خداوند مانند یک وکیل و حامی برای من کافی است و من را محافظت میکند. نگهداری او به عهده شماست.
هوش مصنوعی: او هم از دشمنان ما برای خونخواهی ما درخواست کمک میکند و هم نصرت و یاری او به کمک شما میرسد.
هوش مصنوعی: پس به جلو حرکت کرد و به سوی سپاه ستم رفت و صد داغ تازه بر دل اهل حرم گذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کاندیشهناکم از غم بییاری شما
در تابم از خیال گرفتاری شما
دادم تنی به مرگ و نهادم دلی به صبر
هرچند دل خورم ز جگرخواری شما
ناچار خاطر همه آزردم ارنه من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.