نگارینا تو با چندین ملاحت
مرا بهبود یابد کی جراحت
منت مایل به راحت رنج خود را
تو در رنجم پسندی یا به راحت
حلالت باد خونم زانکه هجران
حرامم ساخت برجان استراحت
مرا ناصح نصیحت گو مفرمای
که جز حرصم نیفزود این نصاحت
قدت را سرو گفتم در روانی
رخت را ماه خواندم در صباحت
ولی داند کجا مه نکته دانی
ولی دارد کجا سرو این فصاحت
سپهر از مه به مهرت مشتری خاست
خرید آخر تحسر زین وقاحت
بر بالایت ار پایش بدی باز
نماندی در چمن سرو از قباحت
تو مفکن از نظر در بینواییم
ترا می باد جاوید استراحت
به یاد لطف و قهرت بگذرد عمر
صفایی را خود این بس رنج و راحت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی محبوب خود میپردازد و احساسات متضاد خود را ابراز میکند. او از زیبایی معشوق با تعابیر شاعرانهای چون "سرو" و "ماه" یاد میکند و در عین حال از درد و رنج هجران مینالید. شاعر در عجب است که آیا محبوبش از این رنجها خشنود است یا نه، و نصیحتهایی که به او میشود تنها بر حرص و تشویش او میافزاید. در نهایت، او به یاد لطف و قهر معشوق اعتراف میکند که همین رنج و راحتی در زندگیاش باقیمانده است.
هوش مصنوعی: ای محبوب، زیباییهای تو چقدر زیاد است که نمیتوانم زخمهای خود را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: بدی از خود را به حساب راحتی تو میگذارم و تو را در رنج خود میپسندم یا به راحتیام توجهی نمیکنی.
هوش مصنوعی: برایت آرزوی خوشبختی میکنم، چرا که دوری و جدایی درد زیادی به جانم وارد کرده و باعث شده که نتوانم آرامش داشته باشم.
هوش مصنوعی: به من نصیحت نکن، چون این نصحیت تو فقط به حرص و اشتهای من میافزاید.
هوش مصنوعی: گفتم قدت مثل سرو است و زیباییات همچون ماه میباشد.
هوش مصنوعی: او میداند که در کجا میتواند رازهای ناب را بیابد و همچنین میداند که در کجا زیبایی و فصاحت در کلام وجود دارد.
هوش مصنوعی: آسمان از ماه به خاطر عشق تو پرستاره شد، آخرین بار به خاطر این جسارت، احساس حسرت میکنم.
هوش مصنوعی: اگر بر بالای تو پای میگذاشتند، در چمن سرو از زشتیها باقی نمیماندی.
هوش مصنوعی: تو از نظر دور شدهای و ما در فقر و بینوا هستیم، امیدوارم که جای تو همیشه در آرامش باشد.
هوش مصنوعی: زندگی انسان تحت تأثیر مهر و خشم الهی میگذرد، و همین خاطر به یاد لطف و قهر خداوند، زندگی از شادی و غم تشکیل شده است. در واقع، همین وجود دردو لذت، نشانهای از زیبایی و سختیهای زندگی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فصاحت میفروشی بی ملاحت
ملاحت باید آنگه بس فصاحت
از ایشان می پدید آمد فصاحت
علوم و نطق و اخلاق و صباحت
مه برج صفا صبح صباحت
گل باغ وفا، عین ملاحت
چو گل بگشاد لب را در ملاحت
زبان بگشاد بلبل در فصاحت
گلستان تازه گشت و غنچه بشکفت
وقاح الرَّقص و الاطیارُ ناحت
سمن هشیار و نرگس خفته مخمور
[...]
مسلمانان دلی دارم جراحت
ندانم تا مرا زین دل چه راحت
لبم ریش دلم را تازه دارد
ز بس کان لب همی ریزد ملاحت
بیا کر حسرت لعل تو چشمم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.