به فر دوستی از افترای خصم چه باکم
بس است دامن پاکت گواه دیده ی پاکم
نکرد پرده دری یار پرده دار و گرنه
نشد به رشته ی تقوی رفوی خرقه ی چاکم
ذلیل عشق تو بودن قتیل تیغ تو گشتن
خوش است ورنه چه حاصل خود از حیات و هلاکم
مرا نشاط همین بس ز بعد جان سپری ها
که داغ عشق تو باشد چراغ تیره مغاکم
به یاد تابش و تابم ز زلف و عارض خود بین
دمد چو سنبل و سوری به جای سبزه ز خاکم
اگر خموش نشستم مرا صبور ندانی
که ناله سوخت بنای از درون نایره ناکم
چه خاست ز اشک و خروشم به روز خویش که هر شب
دوید آن به سمک یا رسید این به سماکم
مرا شکیب به نقصان و عشق رو به افزایش
ترا به عکس دمادم غرور بیش و وفاکم
به چنگ طفل مسلمانیم اسیر صفایی
که کافرانه خورد خون چو شیر دختر تاکم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و تحمل درد و رنج ناشی از آن است. شاعر از بیخبری دشمنانش در مورد پاکی و صداقت خود سخن میگوید و بر این باور است که عشق، حتی در شرایط سخت و دشوار، بینهایت ارزشمند است. او به عشق خود افتخار میکند و در عین حال از مصائب و غمهای ناشی از آن نمیهراسد. همچنین شاعر بر تفاوت عشق و غرور تأکید دارد و میگوید که صبوری او در برابر درد و رنجها نشاندهنده عمق احساساتش است. عشق او چراغی است که در تاریکیها به او راهنمایی میکند. در نهایت، شاعر به قدرت و زیبایی احساسات انسانی و عشق اشاره میکند که او را از دیگران متمایز میسازد.
هوش مصنوعی: هیچ نگرانی از بدگویی دشمن ندارم، زیرا دوستیام به اندازهای است که دامن پاک تو خود شاهدی بر نگاه پاک من است.
هوش مصنوعی: یار پردهدار اگر پردهها را نمیکشید، من هم نتوانستم به واسطهی تقوا، لباس پارهام را وصله بزنم.
هوش مصنوعی: ذلیل عشق تو بودن و به خاطر تیغ محبت تو کشته شدن، برایم خوشایند است. وگرنه زندگی و مرگ من چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: من به همین اندازه خوشحال هستم که پس از تجربه های سخت و دوری از جان، همین که یاد تو در دل من مثل نوری در تاریکی باشد، کافی است.
هوش مصنوعی: به یاد زیباییهای خود، به ویژه موها و چهرهام، احساس میکنم که مانند سنبل و گل سرخ در میان سبزهها و گلها میدرخشم و از خاک بلند شدهام.
هوش مصنوعی: اگر در سکوت باقی بمانم، این نشانهی صبوری من نیست. بلکه در دل من نالهای خاموش میسوزد که نشان از درونم و رنجهای عمیق من دارد.
هوش مصنوعی: در روز خود چه خواستم از اشک و فریاد که هر شب آنچه به من میرسید، به آنچه برایم مهم بود نمیرسید.
هوش مصنوعی: من با صبر و حوصله به نقص و کمبود خودم راضیام، اما عشق من همواره در حال افزایش است. اما تو در مقابل مدام مغرورتر میشوی و وفای تو کمتر میشود.
هوش مصنوعی: ما به دام محبت کودکان مسلمان گرفتاریم، با حالتی پر از صفا که مانند شیری است که خون دختران را مینوشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.