منتی دارم به یاران کز بس افغان کردهام
خاطر از آزار یارانش پشیمان کردهام
بر سرم یک ره نسودی پای از این سودا چه سود
بهر من کاندر رهت با خاک یکسان کردهام
تا کمانابروی تیرانداز ما صورت نمود
بالله ار تشویش از شمشیر و پیکان کردهام
حیف باشد بر زمین رفتن ترا با آنکه من
بهر جولانت فضای سینه میدان کردهام
خاطر دل جمع شد در حلقهٔ زلفت ولی
حلقههای جمع از این سودا پریشان کردهام
بر قدومت جانفشانی نیست مقدور ار نه من
جد و جهدی درخور افزون زآنچه نتوان کردهام
تا بر این مجنون فرو ناید ز دیگر جایها
کودکان را سنگ کوی او به دامان کردهام
شرح غم ننگاشتم خود کی سرایم پیش غیر
من که سرّ عشق یار از خامه پنهان کردهام
ناقه و چهر تو در چشم صفایی رخ گشود
خجلتم باد ار نظر بر سرو و بستان کردهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه شاعر و عذابهایی که به خاطر عشق تحمل کرده است، میپردازد. شاعر به دوستانش اشاره میکند که به خاطر رنجی که از عشق کشیده، روح و خاطر آنها را نیز آزار داده است. او به زیبایی محبوبش و تاثیری که بر او گذاشته، اشاره میکند و ابراز میدارد که تلاشها و جانفشانیهایش برای عشق بیثمر نبوده، اما در عین حال برای او دردسرساز شده است. شاعر همچنین به درد و غمهای ناشی از عشق و ناتوانیاش در بیان آنها برای دیگران اشاره میکند و در نهایت، زیبایی محبوبش را ستایش میکند. در کل، این شعر تجلیگر عواطف عمیق و پیچیدهای است که در اثر عشق به وجود میآید.
هوش مصنوعی: من به دوستانم بدهکارم، زیرا به خاطر ناراحتیهایی که ایجاد کردهام، آنها را از درد و رنجشان پشیمان کردهام.
هوش مصنوعی: در ذهنم فکری از عشق وجود دارد، اما این فکر برایم سودی ندارد، زیرا به خاطر عشق تو خود را به خاک و نابودی سپردهام.
هوش مصنوعی: تا ابروی کمانگونهی تیرانداز ما زیبا شد؛ به خدا قسم، اگر از شمشیر و تیر نگران شوم، فقط به خاطر زیبایی اوست.
هوش مصنوعی: حیف است که تو با آن همه زیباییات به زمین بروی، در حالی که من برای تماشای تو، سینهام را مانند فضایی وسیع آماده کردهام.
هوش مصنوعی: دل من در حلقهٔ زلف تو آرام گرفته، اما این حلقهها از عشق تو مرا آشفته کردهاند.
هوش مصنوعی: هیچ تلاشی در راه جلب محبت تو برای من امکانپذیر نیست، اگرچه من آنقدر تلاش کردهام که از توانم فراتر میرود.
هوش مصنوعی: من برای آنکه از بیتابی مجنون کاسته شود، به دیگر مکانها سر نمیزنم و تنها در کوی او نشستهام و کودکان را به جمعآوری سنگها واداشتهام.
هوش مصنوعی: غم و اندوه خود را برای کسی بازگو نمیکنم، چرا که چه نیازی به بیان آن دارم؟ من راز عشق محبوبم را به خوبی در دل نگه داشتهام و نمیخواهم آن را به دیگران بگویم.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو در چشمانم روشن شده است و باعث شرمندگیام است که به زیباییهای باغ و سروهای آن نگاه میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان بهار ناز حیرانم چه سامان کردهام
چون گل امشب تا گریبان گل به دامان کردهام
بوی گل میآید از کیفیت پرواز من
بال و پر رنگ از نوای عندلیبان کردهام
بی نشانی مشربی دارم که مانند نگاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.