خوش آن گروه که شوریده شراب شدند
شدند در پی آبادی و خراب شدند
فدای همت دُردیکشان که هستی خویش
تمام داده کشیدند درد و ناب شدند
کشید دردی جام طلب بطفلی و پیر
بکوی میکده در عالم شباب شدند
مخواه قدر فلک ذره باش بر در دوست
که ذرکان در دوست آفتاب شدند
رموز عشق ز ام الکتاب سینه خویش
فرا گرفته و مستغنی از کتاب شدند
خراب عشق نمودند خانه دل خود
امین گوهر آن گنج دیر یاب شدند
دلم بهمرهی عشق رفت تا بر یار
دو رهنورد درین ورطه همرکاب شدند
بغیر عشق کسی طی این طریق نکرد
که گم شدند اگر باد یا سحاب شدند
مرا گمان که دگر پای بند می نشوند
ز نه حجاب فلک رسته بی حجاب شدند
اگر چه جستند از صد هزار بند ولیک
اسیر در خم آن طره بتاب شدند
بدست شاه دو باز سپید برپابند
ببند تیره تر از شهپر عقاب شدند
جمال دوست عیان دیده زلف اوست عیان
زهر سراب گذشتند و عین آب شدند
سپیده دم شد و شد آفتاب یار پدید
کسان ندیده که مردند یا بخواب شدند
دو حرف یافته آنان که در کتاب صفا
کتاب عشق شدند و هزار باب شدند
هزار باب بهر باب صد هزار بیان
ز هر بیان همه کونین کامیاب شدند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره گروهی است که به عشق و حال و هوای میپردازند و در جستجوی آبادانی و معنویت تلاش میکنند. این افراد با فداکاری برای رسیدن به هدفهای خود، دردها و رنجها را تحمل میکنند. آنها از عشق، درسهای بزرگ میآموزند و با رها کردن دنیا، به مطلوب خود دست مییابند. در این راه، عشق تنها راه پیمای آنهاست و آنها در اثر عشق، حالتهای ویژهای به دست میآورند. شاعر به بررسی زیباییهای عشق و حضور یار میپردازد و تأکید میکند که واقعیت عشق فراتر از کتابها و نوشتههاست و حقیقت عشق خود را در شناخت و تجربه شخصی مییابد. در نهایت، عشق به آنها درهای جدیدی را میگشاید و آنها را به کمال میرساند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال گروهی که به شوق و شوری در پی خوشی و لذت هستند، اما در این راه گاهی به آبادانی و گاهی به ویرانی میرسند.
هوش مصنوعی: این بیت به ستایش افرادی میپردازد که با تلاش و اراده قوی خود، تمام هستی و وجودشان را فدای هدفی بزرگ کردهاند. آنها با تحمل درد و سختی، به صورت ناب و خالص در آمدهاند و به نوعی به کمال و تعالی دست یافتهاند.
هوش مصنوعی: در بیابان زندگی، درد و رنجی از طلب نوشید که هم جوانان و هم پیران به سمت میکده کشیده شدند.
هوش مصنوعی: نگذار تا جایی پایینتر از مقام داری خود را ببینی، چرا که انسانها اگر در کنار دوست قرار گیرند، به درخشش و ارزش واقعی خود دست پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: عشق را از دل خود آموختهام و نیازی به کتاب ندارم.
هوش مصنوعی: در اثر عشق، به صورت عمیق ویران شدند و خانه دلشان را خراب کردند. امین، گوهر ارزشمند و گنجی که دیر به دست میآید، حالا به دست آنها افتاده است.
هوش مصنوعی: دل من در راه عشق گام برداشت تا با یارم همراه و همسفر شود و در این مسیر دشوار با هم حرکت کنیم.
هوش مصنوعی: جز عشق، هیچکس این راه دشوار را طی نکرده است؛ زیرا کسانی که بدون عشق حرکت کردند، گم شدند، چه مانند باد و چه مانند ابر.
هوش مصنوعی: من فکر میکردم که دیگر به زنجیر بند نمیشوند، چون از آن حجاب آسمانی رهایی یافته و بدون حجاب در آمدهاند.
هوش مصنوعی: اگرچه از میان هزاران مشکل و دردسر فرار کردند، اما همچنان اسیر زیبایی و جذبهی آن موهای تابدار شدند.
هوش مصنوعی: دو باز سفید به دست شاه بسته شدند، و این بازها به رنگی تیرهتر از پرهای عقاب در آمدهاند.
هوش مصنوعی: زیبایی دوست در چهرهاش نمایان است و به وضوح در زلفهایش دیده میشود. افرادی که از تلخیها و فریبهایی گذر کردهاند، به حقیقت و آرامش دل رسیدهاند.
هوش مصنوعی: سپیده دم فرارسید و آفتاب، دوست را آشکار کرد. کسانی که یا ناپدید شده بودند یا خوابشان برده بود، اکنون دیده میشوند.
هوش مصنوعی: دو کلمه را کسانی فهمیدهاند که در کتاب صفا، عشق را نوشتهاند و با این عشق، دنیای وسیعی از معانی ایجاد کردهاند.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که برای هر موضوع یا مسئلهای، هزار راه و روش وجود دارد و از هر یک از این روشها، توضیحات و بیانهای زیادی میتوان ارائه داد. در نهایت، همه موجودات و جهانیان از این توضیحات و بیانات بهرهمند شده و به موفقیت و کامیابی دست یافتهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.