قدری که زاید از موت اندازه قدر نیست
باید ز خویش مردن کاین عمر را قدر نیست
هر سر که آشنا نیست با پای بنده عشق
گر باشدی سر شاه در فقر معتبر نیست
با اهل درد خامی در کیش عشق کفرست
ما سوختیم ز آتش وین خام را خبر نیست
گر پی سپار عشقی اندیشه ات ز جان چیست
آن را که بیم جانست در عشق پی سپر نیست
انی انا الله از خویش بشنو که خاک بهتر
از آنکه گفت انسان در رتبه شجر نیست
برجه ز جوی امکان برخور ز آب حیوان
ای تنگ رزق عمان کوچکتر از شمر نیست
ای دل بتن پرستی برخوان عشق منشین
زین سفره قوت عشاق جز پاره جگر نیست
سر خواهی ای برادر ترک کلاه خود گوی
آن را که بی کلاهست از دزد بیم سر نیست
بردار کامی از خویش کز ملک تن پرستی
تا پیشگاه جانان یک گام بیشتر نیست
در ملک خوبروئی در غایت نکوئی
بسیار باشد اما این نازنین پسر نیست
طفلیست سرو قامت کز من بیک اقامت
دل برد و این کرامت در قوه بشر نیست
جام جم ار شنیدی از سیرت صفا جوی
در هفت خط عالم جام جم دگر نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی نابودی Ego و ارزش عشق و عرفان است. شاعر به ما میگوید که زندگی و عمر در دنیا ارزش چندانی ندارد و برتری عشق و ارتباط عمیق با معشوق اهمیت بیشتری دارد. او اشاره میکند که آگاهی و عشق، انسان را از کثافتها و دردها میرهاند و میگوید که انسان باید از وابستگی به جسم و دنیای مادی رها شود. همچنین در این اشعار، زیباییها و نازکیهای عشق ذکر شده و به درک عمیقتری از حقیقت و وجود اشاره میشود. در نهایت، شاعر یادآوری میکند که عشق و روحنوازی در زندگی واقعی تنها در جوار معشوق و حقیقی ممکن است.
هوش مصنوعی: زندگی کوتاه و بیمعناست، و باید توجه کنیم که مقدار ما از مرگ بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میکنیم. بنابراین، بهتر است به جای زندگی کردن برای خود، برای دیگران و ارزشهای واقعی زندگی تلاش کنیم.
هوش مصنوعی: هرکسی که با حقیقت عشق آشنا نیست، حتی اگر به مقام و ثروت والا برسد، برای او ارزش چندانی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: دوستانی که در مسیر عشق تجربه و درک عمیق دارند، در واقع انسانهای کاملتری هستند. در مقابل، کسانی که هنوز به این مسیر وارد نشده و ناپختهاند، نمیتوانند اهمیت این عشق را درک کنند. ما در آتش عشق سوختیم و آنهایی که در خامی به سر میبرند، هیچ ایدهای از این تجربه عمیق ندارند.
هوش مصنوعی: اگر عشق را در دل میپروری، فکری باید از جان خود بکنی؛ زیرا آنچه در عشق میکوشی، هیچگاه حاشیهای برای محافظت از جان نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من از خود میگویم که خداوند میفرماید، خاک از آنچه انسان میگوید، در مقام و رتبهای بالاتر است.
هوش مصنوعی: از جویِ امکان بالا برو و از آب حیات بنوش. ای عمانی که روزیات کم است، کوچکتر از شمر نیستی.
هوش مصنوعی: ای دل، از پرستش تن دست بردار و به عشق توجه کن، چرا که در این سفره، هیچ چیزی جز تکهای از جگر عاشقان وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ای برادر، اگر میخواهی از خطرات در امان باشی، باید بیدردسر زندگی کنی و نگرانی از دزدی نداشته باشی زیرا کسی که کلاهی بر سر ندارد، باید کنجکاو باشد و خود را در معرض خطر قرار ندهد.
هوش مصنوعی: از خودت بهرهای ببر، زیرا فاصلهای که بین جسم و جانان وجود دارد، بسیار کم است.
هوش مصنوعی: در سرزمین زیبایی و نیکویی چیزهای زیادی وجود دارد، اما این جوان دلربا و خاص نیست.
هوش مصنوعی: این کودک با قد بلندش دل مرا برده است و چنین کار بزرگی از توان انسانها خارج است.
هوش مصنوعی: اگر درباره جام جم (آینه تمامنما) که نماد حقیقت و صفا است شنیدهای، باید بدانی که در هفت خط جهان، دیگر چنین جامی وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مر چرخ را ضرر نیست وز گردشش خبر نیست
عالم یکی درختی استکهش جز بشر ثمر نیست
حصنی قوی است کورا دیوار هست و در نیست
بازی است کهش تذروان جز جنس جانور نیست
چون گربه جز که فرزند چیزی دگرش خور نیست
[...]
ما را به کیسه زر نیست و اندر طویله خر نیست
در سر خیال شر نیست سرمایه جز هنر نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.