ای مشک تو در چین و در شکن
آشوب ختا فتنه ختن
ای عود تو بر آفتاب دود
ای دود تو بر ماه پیرهن
زلفست بر آن روی همچو ماه
یا لخلخه عود بر سمن
یا دستهای از سنبل سیاه
رستهست ز باغ بهار من
ماهست ولی ماه آسمان
از لاله ندارد چو او دهن
سروست ولی سرو بوستان
چونان نخرامیده در چمن
از سرو بسی بهترست و ماه
سرویست که با ماه مقترن
از این خط و از این ذقن فتاد
مور من بیچاره در لگن
شد با رسن زلف او به چاه
تا دید دل ساده آن ذقن
برتافت سر طره به تاب
دل ماند درین چاه بی رسن
دارم وثنی در سرای دل
او را همه اعضای من شمن
جز من بود آیا موحدی
باشد دل او خانه و شن
آن دل که به مژگان آن پریست
چون مرغ مسمن به باب زن
یا در شکن آن دو زلف حور
در دست دو هندوی راهزن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای معشوق میپردازد. او معشوق را به مشکی که در چین و شکن است تشبیه میکند و اشارهای به آشوب و فتنه در سرزمین ختن دارد. شاعر به عود و دودی که آن را به آفتاب و ماه ارتباط میدهد اشاره میکند و زلف معشوق را زیبا و شگفتانگیز توصیف میکند. او همچنین به گلها و زیباییهای طبیعی در باغ بهار اشاره میکند و معشوق را بالاتر از سایر زیباییها توصیف میکند. شاعر به عشق و دلبستگی عمیق خود به این معشوق میپردازد و از درد و رنجی که در نتیجه این عشق متحمل میشود، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به تصورات و تخیلات خود درباره معشوق اشاره میکند که او را مانند یک پری یا حوری میبیند.
هوش مصنوعی: ای مشک، تو در چین و در زیباییهای خود، فتنه و آشوب را به وجود میآوری.
هوش مصنوعی: منظر زیبای تو مانند عودی است که در برابر نور خورشید دود میکند و این دود شبیه به پیراهنی از ماه میباشد.
هوش مصنوعی: موهای او مانند ماه زیبا و درخشان است، مانند بخار عود که بر روی گلهای سمن میرقصد.
هوش مصنوعی: با دستهای از سنبلهای سیاه از باغ بهار من شکوفا شده است.
هوش مصنوعی: ماه در آسمان است، اما هیچ چیز به زیبایی او نمیرسد.
هوش مصنوعی: سرو وجود دارد، اما از آنجایی که در باغ به آرامی حرکت نمیکند، مانند نان که نرم و بیحرکت است، زیباییاش کمتر به چشم میآید.
هوش مصنوعی: از درخت سرو زیباتر است و ماهی که با سرو همراه است.
هوش مصنوعی: بخاطر وضعیتی که دارم و در شرایط دشواری قرار گرفتهام، به نوعی دچار مشکل و گرفتاری شدهام.
هوش مصنوعی: با رسن زلف او به چاه افتاد، تا وقتی که دل سادهام آن ذقن را دید.
هوش مصنوعی: موهای زیبای او همچون نوری میدرخشد و دل من در عمیقترین چاهی باقیمانده که راه نجاتی ندارد.
هوش مصنوعی: او در دل من مانند یک گردآورنده افکار و احساسات وجود دارد، به طوری که همه وجود من به نوعی تحت تأثیر اوست.
هوش مصنوعی: آیا کسی غیر از من وجود دارد که دلش فقط برای خدا باشد و هیچ چیز دیگری را در آن نیافریند؟
هوش مصنوعی: آن دختر پریچهره که مژههایش مانند پرهای نرمی است، مانند مرغ چاق و خوشحال به آرامی قدم زده و خود را نمایش میدهد.
هوش مصنوعی: شاید به این معنا باشد که در میان زلفهای معشوقی زیبا و دلربا، افرادی شجاع و قوی وجود دارند که خطرات را به جان میخرند. این افراد به مانند دزدان شجاعی هستند که در مسیری پر از خطر، با انگیزههای خاص خود حرکت میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آباد بر این چرخ تیز گرد
از نور سراپای او عجین
ای حلقهٔ زلف تو پر شکن
وی نرگس مست توصف شکن
از یک شکن طرهٔ دوتات
بر جان و دل من دو صد شکن
ای زلف تو سررشتهٔ بلا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.