برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
زلف را کردی پریشان، مشک ناب آمد برون
صبحدم در فکر آن خورشید تابان خواب برد
خواب می دیدم که ماه از جامه خواب آمد برون
بی خبر بودم ز دل امشب نمی دانم چه بود
آه کردم صبحدم بوی کباب آمد برون
گر بپرسد از شکر شیرینی گفتار خود
قند را گو می تواند از جواب آمد برون
مست بودم از نگاهش زلف از یک جانبی
بسته زنجیری برای احتساب آمد برون
من در این مجموعهٔ عالم بسی کردم نگاه
هر ورق را چون گشودم انتخاب آمد برون
آبرو تا چند ریزی بر در سنگین دلان
از برای تشنگان از سنگ، آب آمد برون
طرفه اکسیر است در میخانه بر مس وجود
تا به دهلیزش درآید شیخ، شاب آمد برون
خضر تا کی گوهر مقصود می جویی به بحر
این گهر دایم ز دل های خراب آمد برون
دفتر اعمال خود پیش از قیامت دیده ایم
بیشتر در نامهٔ من بی حساب آمد برون
باعث هجران سعیدا زان پری خود بوده ام
من چو رفتم در حجاب او بی حجاب آمد برون


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با بمباران تصاویری از زیبایی و عشق، از سکوت شب و دلتنگیهای خود میگوید. او لحظهای را توصیف میکند که آفتاب از پس برقع شب بیرون میآید و او را به وجد میآورد. احساساتش در مورد محبوبش آمیخته با مستی و شادی است و او زاییده نگاه محبوب خود را به عنوان قندی شیرین میداند. شاعر به بررسی زندگی و اعمال خود میپردازد و به تضاد بین هجران و عشق اشاره میکند و در پایان به حسرت دست نیافتنی کردن محبوبش و اثرش بر دلش میپردازد.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به آن است که وقتی از چهره خود حجاب و پوشش را برداشتید، مانند اینکه نور خورشید به بیرون آمده باشد. همچنین وقتی که موهایتان را پریشان کردید، بوی خوش و عطر خاصی آزاد شد. این توصیف حاکی از زیبایی و جلوههای خاص است که با آزادی از حجاب و آراستن خود به وجود میآید.
هوش مصنوعی: در صبحگاه به یاد آن خورشید درخشان بودم و خوابم برد. در خواب دیدم که ماه از لباس خواب خود خارج شد.
هوش مصنوعی: امشب خبر از حال دلم نداشتم و نمیدانم چه بر سرم آمده است. وقتی آهی از دل کشیدم، صبح زود بوی کباب به مشامم رسید.
هوش مصنوعی: اگر از شکر و شیرینی سخن بگوید، قند میگوید که میتواند جواب بدهد، اما ممکن است او را به کجا ببرند.
هوش مصنوعی: من از نگاه او مست و مدهوش بودم، زلف او از یک طرف به شکلی بسته شده بود که انگار زنجیری برای حساب و کتاب به بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: در این جهان بزرگ به دقت نگاه کردم و هر بار که صفحهای از زندگی را گشودم، گزینهای برای انتخاب پیش روی من قرار گرفت.
هوش مصنوعی: تا کی باید آبرو و اعتبارت را برای دلهای سنگین و بیاحساس خرج کنی؟ برای افرادی که در تشنگی هستند، با وجود اینکه از سنگ آب بیرون نمیآید.
هوش مصنوعی: عجیب است که در میخانه، نوشیدنیای وجود دارد که میتواند روح و جسم انسان را تغییر دهد. تا زمانی که آن نوشیدنی در دل میخانه باشد، حتی شیخ و عالمان نیز تحت تأثیر آن قرار میگیرند و به طور غیرمنتظرهای از آنجا بیرون میآیند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به دنبال گوهر مقصود هستی، اما باید بدان که این گوهر از دلهای خراب و پریشان بیرون میآید و در دریاهای عمیق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در دفتری که از کارهایمان داریم، پیش از روز قیامت، بیشتر اعمال ما به صورت بیحساب و کتاب ثبت شده است.
هوش مصنوعی: من خود عاملی برای جدایی از خوشبختیام بودهام. وقتی در پرده حجاب او قرار گرفتم، او بدون حجاب آشکار شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلف بر دوش آن پری در ماهتاب آمد برون
گونیا از سوی چین صد آفتاب آمد برون
دور سازم گفتم اشک از چشم تر با آستین
چشمه چندانی که کردم پاک آب آمد برون
میرود آهم به گردون تا ز دل خون می رود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.